dr-seyyeda

مجموعه کلاس های تکنیک، حس، و حافظه برتر

مجموعه کلاس های مربوط به “تکنیک برتر”، “حس برتر” و “حافظه برتر”


ارایه دهنده : اسناد دکتر محمد سیدا

تهیه کننده گزارش : تقی وحیدی (خرداد ۱۳۸۴)

مجموعه جلسات :
• از دو شنبه ۲/۳/۸۴ تا پنج شنبه ۵/۳/۸۴ تحت عنوان : “تکنیک برتر” از ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر
• جمعه ۶/۳/۸۴ با عنوان کارگاه آموزشی “حس برتر” از ساعت ۹ بامداد تا ۹ شب
• شنبه ۷/۳/۸۴ جلسه پایانی “تکنیک برتر” از ساعت ۷ تا ۹ شب
• شنبه ۷/۳/۸۴ جلسه پایانی “حافظه برتر” از ساعت ۹ تا ۱۱ شب
مکان : کانون استاد مطهری – بیرجند، خیابان طالقانی ۱۳


جلسه اول ” تکنیک برتر” ، دوشنبه ۲/۳/۸۴

برای یادگیری بهتر، بایستی اصول صحیح یادگیری را بدانیم و بتوانیم پرسش های زیر را مد نظر قرار دهیم :

۱. چگونه سریعتر و با درک بیشتر بخوانیم؟
۲. در حین مطالعه چگونه به طور صحیح مطالعه کنیم؟
۳. روش حفظ مطالب و موارد محاسباتی چگونه است؟
۴. موفقیت در تحصیل، شغل و مدیریت چگونه به دست می آید؟

به بیان دیگر: در این جلسات، موفقیت در کل زندگی را مورد بحث قرار خواهیم داد.

تمام مشکلات ما به برنامه ریزی مربوط می شود. ما وقت زیادی را هدر می دهیم و برنامه ریزی درستی نداریم. در طول این کلاسها به ارایه روشهای یادگیری خواهیم پرداخت و توجه داشته باشید که هر کسی در هر شغل و مقامی، به ذهن برتر نیاز دارد و نمی توان فردی را در این باره استثناء کرد.
حال به چند تکنیک در رابطه با ضرب سریع اعداد توجه کنید:

ضرب اعداد در ۵ : اعدادی که در ۵ ضرب می شوند، برای بدست آوردن حاصل ضرب آنها به ترتیب از سمت چپ، اعداد را بر ۲ تقسیم کرده و در جلوی حاصل ضرب می نویسیم. در مواردی که عدد فرد باشد، قسمت صحیح آن را نوشته و به ازای باقیمانده، عدد ۵ را درج کرده و چنانچه باقیمانده نداشته باشیم (آخرین عدد زوج باشد)، در جلوی عدد آخری، عدد صفر را می نویسیم. برای مثال :

  ۸۶۲X5=4310
۶۴۷
X5=3235

در حالتی که دو یا چند عدد فرد پشت سر هم باشند، مانند ۸۷۵ یا ۷۷۷، پاسخ به صورت زیر خواهد بود:

۸۷۵X5=4375
۷۷۷
X5=3885

در مورد حاصلضرب عدد ۸۷۵ در ۵ ، عدد ۷ را بر ۲ تقسیم کرده و در جلوی تساوی، عدد ۳ را درج کرده و چون باقیمانده ۷ بر ۲ برابر ۱ می باشد، عدد ۱ را در سمت چپ عدد فرد دومی فرض می کنیم (۱۵) و حال ۱۵ را بر ۲ تقسیم می کنیم که حاصل برابر ۷ شده و با ازای باقیمانده آن، عدد ۵ را در جلوی تساوی درج می کنیم. در مورد عدد ۷۷۷، خارج قسمت ۷ تقسیم بر ۲ برابر است با ۳ که در جلوی تساوی می نویسیم و عدد ۱ باقیمانده را در کنار رقم ۷ دوم فرض کرده و ۱۷ را بر ۲ تقسیم می کنیم که خارج قسمت برابر ۸ شده و آن را نیز در جلوی تساوی می نویسیم و مجدداً باقیمانده را در سمت چپ رقم سوم فرض کرده و باز ۱۷ را بر ۲ تقسیم می کنیم و خارج قسمت آن را در جلوی تساوی می نویسیم و چون آخرین عدد دارای باقیمانده است، به ازای آن عدد ۵ را در جلوی تساوی درج مینماییم.

توان دوم اعداد : برای این که حاصل عبارت ۱۳۲ را به دست آوریم، به ترتیب زیر عمل می کنیم:

۱۳۲=۱۳X13

حال عدد اول را رند کرده و میزان کسر شده را در عدد دوم ضرب می کنیم و به حاصل آن توان دوم عدد کسر شده را می افزاییم. به عبارت دیگر، عدد ۱۳ اولی را ۱۰ فرض کرده و عدد کسر شده یعنی ۳ را به عدد ۱۳ دوم می افزاییم (۱۶) . حال ۱۰ را در ۱۶ ضرب کرده و به حاصل آنها توان دوم عدد کسر شده (۳۲) را می افزاییم. یعنی :

۱۳X13=10X16+3۲=۱۶۹

مثال دیگر:

۲۱۲=۲۱X21=20X22+1۲=۴۴۱

ضرب اعداد دو رقمی که رقم یکان آنها ۱ باشد: برای ضرب این اعداد، ابتدا ارقام دهگان را ضرب کرده و در جلوی تساوی می نویسیم. سپس دهگان را با هم جمع کرده و در جلوی تساوی می نویسیم و در آخر عدد ۱ را درج می نماییم. مثلاً :

۴۱X51=2091
۶۱
X21=1281

 

 همچنین می توان ضرب عدد ۲۱ در ۲۱ (۲۱۲) را نیز علاوه بر روش مذکور در مبحث قبل، به شیوه اخیر نیز انجام داد.

با توجه به مثال های فوق، ملاحظه می کنید که با این روش ها ذهن به کار گرفته می شود و یکی از راههای تقویت حافظه، به کارگیری ذهن است.

در اینجا استاد تصمیم به گرفتن تست از تمام حضار نموده و نخست به دانشجویان می گوید که بر روی برگه سفیدی نام و نام خانوادگی خود را همراه با تاریخ و محل برگزاری کلاس بنویسند. به دنبال آن متنی شامل ۲ صفحه را در اختیار دانشجویان قرار داده و از همگی می خواهد که ظرف ۳ دقیقه متن را خوانده و سپس آن را به کناری گذاشته و بعد در ظرف ۱ دقیقه آنچه را می توانند، از متن به یاد آورند، بر روی کاغذ سفید بنویسند. سپس همه اوراق را جمع نموده و اضافه می کند که : “این تست برای این است که در پایان دوره بتوانید افزایش سرعت مطالعه خود را احساس کنید”.
سپس فرمول زیر را به عنوان سرعت مطالعه یا تعداد کلمات خوانده شده در یک دقیقه عنوان نمودند :

زمان مطالعه بر حسب دقیقه / (میانگین تعداد کلمات یک خط X تعداد خطوط خوانده شده) = سرعت مطالعه (تعداد کلمات خوانده شده در یک دقیقه)

برای مثال من (تقی وحیدی) توانستم در ظرف ۳ دقیقه، ۴۰ خط را بخوانم که میانگین کلمات یک خط برابر ۱۴ بود و بنابراین سرعت من تقریباً ۱۸۷ کلمه در دقیقه. بنابراین بایستی پس از اتمام کلاس ها، سرعت فوق حتماً افزایش یابد که امیدوارم افزایش مزبور چشمگیر باشد.
برای مثال من (تقی وحیدی) توانستم در ظرف ۳ دقیقه، ۴۰ خط را بخوانم که میانگین کلمات یک خط برابر ۱۴ بود و بنابراین سرعت من تقریباً ۱۸۷ کلمه در دقیقه. بنابراین بایستی پس از اتمام کلاس ها، سرعت فوق حتماً افزایش یابد که امیدوارم افزایش مزبور چشمگیر باشد.

شرایط اولیه مطالعه و تند خوانی : توجه داشته باشید که نکته مهم در این کلاس ها این است که سریعتر بخوانیم و بیشتر درک کنیم. به بیان دیگر، سرعت همراه با درک مهم است.
بحث تندخوانی پس از جنگ جهانی دوم مطرح شد و موضوع از آنجا ناشی شد که طبق بررسی بر روی خلبانان، متوجه شدند که آنان هدف ها را دیر درک می کنند و بنابراین دانشمندان دستگاهی ساختند که تصاویر را به خلبانان نشان می دادند. نشان دادن تصاویر ابتدا با مکث صورت گرفته و سپس مکث را کم می کردند تا تشخیص خلبانان را بررسی نمایند. در این حالت یک چشم پزشک فرانسوی دریافت که می توان این کار را با کلمات نیز انجام داد. حدود ۷۰ سال پیش مطالعات در این زمینه از دانشگاه هاروراد آمریکا آغاز شد و خوشبختانه در کشور ما هم بحث تند خوانی با استقبال روبرو شده است. ضمناً توجه داشته باشید که در قرن بیست و یکم و با وجود این همه پیشرفتهای علمی و استفاده روز افزون از کامپیوتر، باز هم ۷۰% پیشرفتها از طریق مطالعه صورت می گیرد.

برای داشتن سرعت در تندخوانی، ابتدا مروری داشته باشیم بر دلایل کندخوانی. دلایل کندخوانی عبارتند از :
۱. کلمه خوانی : اگر عبارت خوانی یا جمله خوانی جایگزین کلمه خوانی شود، سرعت و درک بیشتر می شود. زمانی که شما به یک سخنرانی گوش فرا می دهید، در واقع به مفهوم سخنان توجه دارید نه به تک تک واژه های گوینده. بنابراین ذهن ما جمله را بهتر از کلمه دریافت کرده و می تواند به خاطر بسپارد.
۲. بلند خوانی یا با صدا خواندن : اگر بلند خوانی تبدیل به چشم خوانی یا صامت خوانی شود، سرعت خواندن بیشتر می شود.
۳. لب خوانی یا درون خوانی : این نوع خواندن، تمرکز را به هم زده و سرعت را کم می کند و بنابراین بایستی به چشم خوانی تبدیل شود.
۴. برگشت غیر ارادی چشم به عقب : برخی اوقات در حین خواندن، ناخودآگاه چشم به عقب برگشته و چند کلمه قبل را نگاه می کند که با خط بردن این مشکل را می توان حل کرد.
۵. سرگردانی چشم بین خطوط : این مشکل نیز با خط بردن برطرف شده و چشم سرگردان نمی شود.
۶. مکث طولانی چشم بر روی کلمات : با خط بردن سریع این مشکل نیز برطرف می گردد.
۷. محدودیت حوزه دید : با برخی تمرینات موسوم به تمرینات افزایش حوزه دید، این مشکل قابل حل است.

مطالعه در سه مرحله صورت می گیرد که عبارتند از : خواندن – یادگیری – یادآوری 

تمرین : در اینجا استاد از همه دانشجویان درخواست می کند که متنی مربوط به زندگی نامه دکتر آلبرت شوایتزر را برعکس گرفته و تند و سریع خط ببرند و سعی کنند که حرکت چشم با انگشت سبابه دست هماهنگ بوده و سر ثابت مانده و حرکت نکند. دلیل این که استاد متن را به صورت وارونه تقاضا می کند، این است که چشم فعلاً و در تمرین های اولیه فقط و فقط کلمات را ببیند و خواندن را شروع نکند. ضمناً نوار کاستی را نیز به همه دانشجویان دادند تا در منزل تمرین کنند و برای انجام تمرین بهتر، قسمت هایی از نوار کاست را در کلاس به سمع حاضرین رساندند. همگی شروع به خط بردن سریع کردند و مقرر شد متن را تا آنجا که ممکن است به صورت سریع نگاه کرده و حرکات چشم و دست را هماهنگ کنند.
سپس تمرین دیگری موسوم به تمرین ۳ را به دانشجویان عرضه نموده و از ایشان می خواهد هر سطر را به ۳ قسمت تقسیم کنند و هر خط را با سه شماره ۱، ۲ و ۳ ببینند و تقاضا می کند که در منزل ۵۰ صفحه را به همین شکل خط ببرند. این تمرین برای عادت چشم به جمله خوانی است.
پس از آن تمرین دیگری را موسوم به تمرین ۱ ارایه داده و عنوان کردند که با شمارش هر عدد، یک خط کامل را ببینید و در ذهن با شمارش اعداد، به خط های بعدی بروید و تقاضا کردند که ۵۰ صفحه را به این صورت در منزل کار کنید. استاد در اینجا برای مطالعه علاقمندان، کتابی از تونی بوزان با عنوان “مغزت را به کار بینداز” نمودند.

شایان ذکر است که تندخوانی به معنای خواندن سریع و بدون درک نیست. آنچه که بیش از همه مدنظر است، سرعت مطالعه همراه با درک بالاست. بهتر است گفته شود که عالی ترین و صحیح ترین شیوه مطالعه مد نظر ماست. سرعت مطالعه امری نسبی است و هیچ کس نمی تواند سرعت استانداردی را مشحص کند. سرعت خود را در پایان کار با سرعت اولیه خودتان مقایسه کنید نه با سرعت دیگران. سرعت مطالعه به عوامل زیر بستگی دارد :
۱. سرعت اولیه شخص
۲. نوع متن از لحاظ دشواری و سهولت
۳. تمرین

معایب کندخوانی عبارتند از :
۱. اتلاف وقت
۲. درک کم
۳. حواس پرتی (مطالعه مانند رانندگی است. در حین رانندگی اگر آهسته برانیم می توانیم کارهای دیگری مانند عوض کردن نوار کاست یا تمیز کردن شیشه انجام دهیم ولی هر چه سرعت بالاتر رود، انجام چنین کارهایی غیرممکن شده و دقت رانندگی بالاتر می رود. در مطالعه نیز به همین صورت است. اگر تند و با دقت بخوانیم، نتیجه بهتری خواهیم گرفت)
۴. خستگی : در حالت کندخوانی، سه نوع خستگی بر انسان چیره می شود که عبارتند از خستگی چشمی، خستگی جسمی، و خستگی ذهنی و روحی
۵. عدم علاقه نسبت به مطالعه

مزایای تندخوانی : مزایای تندخوانی عکس موارد بالاست به اضافه سه مزیت زیر :
الف) باعث تقویت روحیه و نشاط می شود. زیرا تجمع افکار منفی و کم تحرکی سبب افسردگی می شوند و تند خوانی برعکس سبب تقویت روحیه و نشاط می شود.
ب) باعث می شود که خیلی زود مطالب کم اهمیت را از مطالب پراهمیت تشخیص دهیم.
پ) تندخوانی باعث بالارفتن فرهنگ جامعه می شود، زیرا علاقمندی به یادگیری افزایش یافته و فرهنگ جامعه بالا می رود. فرهنگ فقط شامل تحصیلات نمی شود بلکه ارتباط برقرار کردن بایکدیگر نیز جزو فرهنگ محسوب می شود. رعایت نظافت نیز جزو فرهنگ به شمار می آید. برای مثال، در مدت ۱۷ روز اقامتم در سوئد فقط یک صدای بوق شنیدم و آنهم توسط راننده ما انجام شد به گونه ای که شهروندان سوئد به وی به طرز عجیبی خیره شده و از بوق زدن او تعجب کردند. نظم و نظام در زندگی و تمام امور، جزو فرهنگ محسوب می شود. داشتن حوصله زیاد و از کوره در نرفتن در مقابل برخی از شوخی ها (مانند برنامه دوربین مخفی تلویزیون)، جزو فرهنگ بالا به شمار می رود.

جلسه دوم “تکنیک برتر” ، سه شنبه ۳/۳/۸۴

امروز سعی بر این است که با درک نسبی، تمرین خواندن را بر روی کتابهای ساده انجام دهیم. همچنین چگونگی برنامه ریزی برای استفاده بیشتر از وقتمان را امروز ارایه خواهیم داد.
مکتب رواقیون یا پیروان اصالت لذت می گویند : لذتی را انتخاب کنید که دوام بیشتری داشته باشد. به بیان دیگر لذت باید بر رنج برتری داشته باشد، مثلاً صبح زود بیدار شدن قدری رنج دارد ولی در عوض به کارهای روزانه رسیده و از کار و زندگی عقب نمی افتیم. درست است که زود بیدار شدن رنجی دارد ولی لذت بادوامی دارد و آن هم جلو افتادن در زندگی است. درس خواندن هم از مواردی است که لذت بادوامی دارد.

شرایط اولیه مطالعه : باید بدانیم که قبل از مطالعه و درحین مطالعه، چه نکاتی را بایستی رعایت کنیم تا مطالعه پویایی داشته باشیم. بدین منظور آشنایی با موارد زیر بسیار مهم است :

۱. داشتن هدف : در مورد خواندن، هدف موارد زیر را تشکیل می دهد :
چقدر باید بخوانید؟ ، برای چه می خوانید؟، چه نکاتی را باید یاد بگیرید؟
ولی هدف معنای گسترده تری در تمام زندگی دارد. روانشناسان می گویند هدف باید واضح و روشن و مشخص باشد. هر فردی باید دارای اهداف کوتاه مدت و درازمدت، اهداف جسمی و روحی، اقتصادی و معنوی باشد. برای امروز، فردا، چند سال آینده و … چه اهدافی داریم؟ چند زبان می خواهیم یاد بگیریم؟ به چه مدرکی می خواهیم دست یابیم؟ . همانگونه که اشاره شد، هدف بایستی واضح باشد و مثلاً نباید هدف به این صورت بیان شود : “می خواهم در کنکور موفق شوم”، بلکه باید به این صورت عنوان شود : “می خواهم در کنکور سال ۱۳۸۴ در رشته دندانپزشکی دانشگاه شهید بهشتی تهران قبول شوم”. هدف باید پشتوانه احساسی داشته باشد و با تمام وجود ارایه شود و هماهنگ با ارزش های فکری باشد. اگر هدف با ارزش های فکری هماهنگ نباشد، پس از رسیدن به آن احساس لذت نمی کنیم. برای مثال چند روز پیش پس از اتمام همایش در زاهدان، به منظور عزیمت به تهران در فرودگاه یکی از مسئولان شهری از نیروهای نظامی مستقر در فرودگاه خواست که کیف مرا مورد بازرسی قرار ندهند. در اینجا یک فکر به ذهن انسان خطور می کند و آن اینکه با توجه به حسن اعتماد ایجاد شده، می توان مواد مخدر را جابجا کرد و صاحب سرمایه ای بالغ بر ۱۰۰ میلیون تومان شد ولی ملاحظه می کنید که از چنین سرمایه ای هیچ لذتی به انسان دست نمی دهد زیرا این پول به قیمت بدبخت کردن مردم به دست آمده و از آنجا که با ارزش های فکری من هماهنگی ندارد، نتیجه مناسبی هم از آن حاصل نخواهد شد. روانشناسان می گویند : هدف هر چقدر بزرگ باشد، بایستی بر روی کاغذ نوشته شود و فقط در ذهن نباشد. پس از نوشتن هدف باید بنویسیم که چرا این هدف برایمان مهم است؟ (دلیل آن را بنویسیم). سپس زمان رسیدن به هدف را بنویسیم. زمان را به طور معقول کم کنیم. مثلاً کسی که در سال اول مشغول به تحصیل بوده و تا پیش دانشگاهی ۳ سال فاصله دارد، زمان را ۵/۲ سال محاسبه کند (احتساب ۱ سال و یا ۵ سال غیر منطقی است و کاهش منطقی زمان برای برنامه ریزی بهتر است). سپس امکانات لازم برای رسیدن به هدف را بسنجید. در زمینه مطالعه و تحقیق، تلاش زیاد برای تمامی هموطنان لازم است تا تولید علم در کشور افزایش یابد. توجه داشته باشید که تولید علم در آمریکا ۶۰% جهان است و ما باید در زمینه تولید علم بیش از گذشته تلاش کنیم. یادآوری دارایی ها باعث تقویت روحیه می شود. دارایی فقط پول را شامل نشده بلکه موارد مهمتری مانند سلامتی، استعداد، آزادی و … را شامل می گردد که همیشه باید آنها را مد نظر قرار دهیم. برخی اوقات دانش آموزان اظهار می کنند که افرادی که در پایتخت زندگی می کنند از امکانات بیشتری برخوردار بوده و شانس موفقیت در کنکورشان بیشتر است، در حالی که تجربه نشان داده که هر چه رفاه و امکانات بیشتر باشد، تنبلی هم بیشتر است. از این رو تاکنون در کنکور شاهد موفقیت بسیاری از بچه های شهرستان ها و روستاها بوده ایم. موانع رسیدن به هدف ممکن است تنبلی باشد و یا ممکن است دوستانی باشند که وقت ما را می گیرند. مشخص کردن مانع برای این است که آمادگی قبلی ذهنی داشته باشیم و مانع را از سر راه برداریم. موارد پیش افتاده که قابل حل هستند را جزو موانع به شمار نیاورید و به عبارت دیگر هر چیز را مانع حساب نکنید. الگوی کسی را که به این هدف رسیده مشخص کنید و از تجربیات او استفاده نمایید و سعی کنید راه میان بر را انتخاب کنید. مثلاٌ کسی که در کنکور قبول شده، چه منابعی را خوانده است؟ در آزمون ها منابع را بررسی نمایید و وقت خود را هدر ندهید. توجه داشته باشید که منابع فرد مورد نظر بایستی با امکانات ما هماهنگی داشته باشد. چنانچه او از سهمیه خاصی در کنکور استفاده کرده ولی سهمیه شما سهمیه منطقه ۲ است، هماهنگی لازم بین منابع وجود ندارد.

۲. برنامه ریزی برای رسیدن به هدف : تمام مشکلات ما به خاطر نداشتن برنامه است. برنامه ریزی یعنی تهیه طرح و مبنایی برای رسیدن به هدف با توجه به امکانات و محدودیت های موجود. برنامه ریزی باعث نظم و نظام و جلوگیری از تشویش و اتلاف وقت می شود. برنامه را باید خودمان طرح کنیم. مشورت با دیگران در زمینه برنامه ریزی خوب است ولی طرح برنامه را باید خودمان بریزیم. برنامه ای طرح کنیم که قابل اجرا باشد. برنامه کوچک و قابل اجرا بهتر از برنامه پیچیده ای است که ناقص رها شود. تمام دانشمندان موفق، به برنامه ریزی و استفاده از وقت اشاره می کنند. کتاب “راز موفقیت در بازار کار” کتاب بسیار مهمی است که با فرهنگ ایرانی نوشته شده و مقدمه آن را اینجانب به نگارش در آورده ام. این کتاب برخلاف نام آن فقط منحصر به بازار کار نیست بلکه برای کلیه امور زندگی راهگشای مناسبی است. توصیه می کنم این کتاب را حتماً مطالعه نمایید. قسمت دوم این کتاب مشتمل بر مصاحبه هایی با افراد موفق ایرانی نظیر پروفسور حسابی و … می باشد.  توجه داشته باشید که وقت تنها ثروتی است که همه به یک اندازه از آن برخوردارند. تلویزیون، خواب، تلفن و اینترنت وقت زیادی از ما می گیرند و باید به اندازه استفاده شوند. درست خوابیدن بسیار مهم است. برخی افراد با ۱۰ ساعت خوابیدن باز هم خسته هستند و برای برخی ۵ ساعت خواب هم کافی است. البته میزان خواب بستگی به سن و سال دارد. هر چه سن بالاتر رود، میزان خواب کاهش پیدا می نماید. برای سنین ۳۰ تا ۳۵ سال، بین ۶ تا ۸ ساعت خواب در شبانه روز کافی است. کیفیت خواب مهم است و باید به صورت درست و راحت بخوابیم. بدون شک خواب شب از خواب روز بهتر است. خواب در روز بهتر است کم باشد و بایستی میزان خواب روز از خواب شب کسر شود. قبل از خواب اگر شیر بنوشیم و لباس راحت داشته باشیم، خوب است. (در اینجا استاد جدولی تحت عنوان “جدول ذهن برتر” را به دانشجویان ارایه داده و می افزاید : در جدول ذهن برتر، ابتدا برنامه های ثابت را بنویسید. خانه هایی که پر می شود، محدودیت های شماست و قسمت های خالی امکانات شما هستند. حال باید با برنامه ریزی، از امکانات برای رسیدن به هدف اسنفاده کنید). برنامه باید قابل انعطاف باشد، مثلاً اگر برای ساعت ۸ تا ۱۰ شب برنامه ریزی کرده اید و برایتان مهمان می آید، برنامه را به ۹ تا ۱۱ موکول کنید. مواردی که باعث می شوند نتوانیم برنامه را انجام دهیم، عبارتند از :
الف) حواس پرتی : که با تکنیک های تمرکز می توان آنها را از بین برد.
ب) نداشتن اطلاعات کامل در باره موضوع : مثلاً برنامه ریزی کردیم که در یک ساعت، ۱۰ صفحه زیست شناسی بخوانیم ولی نمی توانیم تا ۵ صفحه بیشتر بخوانیم. پس باید برنامه ریزی آگاهانه باشد.
پ) ارزیابی و سنجش میزان اهمیت موضوعی که به خاطر آن نتوانسته ایم برنامه را انجام دهیم : مثلاً اگر مهمان به منزل می آید، آیا لازم است ۲ ساعت نزد وی بمانیم یا می توانیم فقط به خوشامدگویی اکتفا کرده و به اتاق مطالعه خود برویم؟ البته اگر مهمان فقط برای شما آمده باشد، مسئله فرق می کند، در این صورت می توانید با انعطاف در برنامه مشکل خود را حل کنید.

پس از تنظیم “جدول ذهن برتر”، آخر هفته بررسی می کنیم که چقدر توانسته ایم به برنامه برسیم. اگر بیش از ۸۰% برنامه ها را انجام داده باشیم خوب است وگرنه باید نقاط ضعف را بررسی کنیم و همچنین نقاط قوت را تقویت کرده و نقاط منفی و موانع را بررسی کنیم و از بین ببریم. این کار برای برنامه ریزی های هفته های آینده، یک مطلب راهبردی است.

در اینجا استاد از دانشجویان می خواهد که تمرین ۳ مذکور را انجام دهند (بر اساس نوار) و نتایج آن را در جدول بنویسند و در منزل به تمرین بیشتر بپردازند. پس از پایان تمرین وقت جلسه تمام شد و استاد اظهار نمودند که دنباله مباحث ( بحث اعتماد به نفس) را فردا مطرح خواهند کرد.

جلسه سوم “تکنیک برتر” ، چهارشنبه ۴/۳/۸۴

امروز قصد دارم یک تکنیک خوب برای سرعت مطالعه را عنوان کنم و فردا سیستم خواندن بدون فراموشی را ارایه خواهم کرد. در جلسه شنبه، مطالب حفظی، محاسباتی و یادگیری زبان های خارجی را تمرین خواهیم کرد. در جلسه دیروز اشاره کردیم به این که قبل از مطالعه باید هدف مشخص شود و نیز گفتیم که در برنامه ریزی باید دو نکته مهم را مورد توجه قرار دهیم :
۱. طرح توسط خودمان ارایه شود
۲. طرح قابل اجرا باشد

به وسیله تمرین هایی که امروز به شما ارایه خواهد شد، بایستی از همین امشب یک کتاب بخوانید. در حین خواندن اگر خستگی بر شما چیره شد و خواب رفتید، صبح زود بیدار شده و دنباله کتاب را بخوانید. توجه داشته باشید که در حین خواندن، سرعت همراه با درک را فراموش نکنید. دونده ای را مجسم کنید که در حال دویدن است، یک پای او سرعت و پای دیگرش درک است.
بحث “اعتماد به نفس” که دنباله دو مورد جلسه قبل (داشتن هدف، و برنامه ریزی برای رسیدن به آن) است، قرار شد در جلسه امروز دنبال شود که اینک آن بحث را پی می گیریم :
۳. اعتماد به نفس : اعتماد به نفس، مادر موفقیت است. شک و تردید، پایه های موفقیت را متزلزل می کند. اعتماد به نفس یکی دیگر از شرایط مطالعه است. هر کس دارای اعتماد به نفس باشد، در هر کار و یا شغلی موفق تر خواهد بود. کسانی که اعتماد به نفس ندارند، زیاد سؤال می پرسند. اعتماد به نفس یعنی این که اعتماد به خودمان و توانایی هایمان داشته باشیم. کسانی که اعتماد به نفس ندارند، زیاد برنامه ریزی می کنند و آنها را ناقص رها می کنند. این افراد باید از برنامه های کوچک شروع کنند و سپس به برنامه های بزرگتر بپردازند. مثلاً برای یک ربع مطالعه برنامه ریزی کنند و سپس زمان مطالعه را بیشتر کنند. کسانی که اعتماد به نفس ضعیف دارند، دید منفی دارند و به جهان بدبین هستند. برای تقویت روحیه و اعتماد به نفس چند نکته کلیدی وجود دارد که عبارتند از :
الف) اعتقاد و ایمان : کسانی که بی اعتقاد هستند، با کمترین مشکلی روحیه شان تضعیف می شود، چون جایی برای توکل ندارند. ما نماز می خوانیم، چون خداوند منبع انرژی است و از انرژی او شارژ می شویم. وقتی به این مرحله برسیم که خداوند فرموده از رگ گردن به شما نزدیکترم و وقتی احساس کنیم که خدای بزرگ به ما خیلی نزدیک است، به همه چیز می رسیم. در این حال است که می گوییم : ” من نیروی بی نهایت دارم و خدا پشتیبان من است”. وقتی قرار بود برای سمینار Mega Memory به آمریکا رفته و می بایست با افرادی همچون تونی بوزان روبرو شوم، اعتماد به نفس داشتم. خودم را دست کم نگرفتم و میدانید وقتی مقاله ام را ارایه دادم، نتیجه چه شد؟! من نفر اول شدم و جایزه اول را گرفتم و “مرد حافظه ایران” لقب گرفتم. در آمریکا با یکی از دوستانم که جزو ۱۰ نفر صاحب نظر در زمینه الکترونیک در جهان می باشد، روبرو شدم. وی به من گفت که اینک وقت آن رسیده که درخواست ویزای اقامت نمایی تا با بهترین امکانات از تو پذیرایی شود. من نپذیرفتم و گفتم که ترجیح می دهم به ایران رفته و دانش خود را در اختیار هم میهنانم قرار دهم و علیرغم اصرار دوستم، به ایران برگشتم. به هر حال، وقتی بدانید که نیروی بی نهایت در وجودتان هست، می توانید به خیلی از چیزهایی که به نظر غیرممکن می رسند، دست یابید.
ب) حالت گرفتن هنگام راه رفتن و نشستن : حالت گرفتن هنگام راه رفتن و نشستن، در اعتماد به نفس تأثیر بسزایی دارد. در موقع راه رفتن، مطمئن راه بروید.
پ) تنفس عمیق : تنفس عمیق از دیگر موارد مؤثر در اعتماد به نفس است و سبب اطمینان انسان می شود.
ت) لبخند و تبسم : لبخند و تبسم نیز در اعتماد به نفس تأثیر دارند. باشگاه های خنده و خنده درمانی در کشورهای جهان مدتهاست که انجام می شود. من فرد افسرده ای را سراغ داشتم که دکتر از او خواسته بود هر روز به مدت ۱۰ دقیقه بخندد و او با این شیوه توانست افسردگی اش را رفع کند. چینی ها مثلی دارند که می گویند : مغازه داری که تبسم بر لب ندارد، نباید مغازه اش را باز کند.
ث) نظر دادن در جمع : نظر دادن در جمع تأثیر مثبت در روحیه می گذارد. همچنین تعارف و رودربایستی نداشتن، تأثیر مثبت بر روحیه انسان می گذارد. وقتی دوستی از شما می خواهد که با او قدم بزنید و شما کار دارید، قاطعانه به او “نه” بگویید. بنابراین قاطعانه “نه” گفتن، تأثیر مثبت بر روحیه شما می گذارد. موقع صحبت کردن در جمع، نگاه ها را تقسیم کنید و اگر با یک نفر صحبت می کنید، به طور ملایم به چشمهایش نگاه کنید.
ج) یادآوری دارایی ها : یادآوری دارایی ها تأثیر مثبت گذاشته و سبب اعتماد به نفس می شود. روانشناسان یک اصل مهم را ارایه می دهند و آن اینکه به هیچ مطلب منفی فکر نکنید و به چیزهای خوب به دید مثبت بنگرید. منظور از مثبت اندیشی، خوش بینی نیست و هدف این است که در هنگام بروز مشکل، با دید مثبت به دنبال راه چاره باشیم که چگونه مشکلات و گرفتاری ها را از سر راه برداریم و به عبارتی کار منفی انجام ندهیم.

۴. خواستن : خواستن همیشه توانستن نیست، بلکه زمانی خواستن توانستن است که منجر به تصمیم قطعی شود و تصمیم قطعی منجر به عمل شود. پس عمل، توانستن است. برخی به عامل شانس اشاره می کنند در حالی که از لحاظ روانشناسی، شانس یعنی : تلاش تحت دانش صحیح. بنابراین نگویید فلانی در کنکور شانس داشت که قبول شد و یا بگویید ۱% کنکور شانس است، نه این طور نیست. هر کس در این دنیا به هر چه تلاش کند، می رسد و ما هم می توانیم به مقامی که فرد مشابهی رسیده، برسیم به شرطی که مثل او فکر کرده و مثل او عمل کنیم.

چهار مورد فوق فقط برای مطالعه نبوده بلکه برای تمام مراحل زندگی قابل تعمیم است.

در اینجا استاد تمرین ۴ و کاملترین روش تمرین را ارایه می دهد. همان طور که در جلسه قبل اشاره شده بود، در این جلسه قرار شد بر روی کتاب ساده ای تمرین تند خوانی را انجام دهیم. من کتاب “رستم و سهراب” را انتخاب کردم و یک فصل آن را به طور رندمی انتخاب کردم. استاد ابتدا از همه خواست تا ظرف یک دقیقه، با حداکثر سرعت و درک نسبی (دو یا سه کلمه در هر خط) به خواندن بپردازند. پس از این که وقت تمام شد، از شرکت کنندگان خواست که بالای آخرین کلمه علامت x گذاشته و عدد ۱ را درج نمایند. سپس از همه خواست که از ابتدای متن تا محل علامت x1 در ۵۰ ثانیه و با سرعت بیشتر مطالعه کنند. پس از آن خواست که متن را در ظرف ۴۰ ثانیه و سپس ۳۰ ثانیه و در نهایت در ۲۰ ثانیه و هر بار با سرعتی بیش از سرعت قبل مطالعه کنند تا از ابتدای متن به علامت x1 برسند. سپس از همه خواست در ظرف یک دقیقه از محل علامت x1 با حداکثر سرعت به مطالعه ادامه دهند. نتیجه جالب بود. بنظر رسید وقت بیشتر داده شده در حالی که نه تنها وقت بیشتری داده نشد بلکه همه تعداد کلمات بیشتری را خواندند. مثلاً سرعت من از ۹۰۰ کلمه در دقیقه به ۱۲۶۰ کلمه در دقیقه افزایش یافت. سپس استاد افزود:
با این تمرین متوجه ارزش زمان می شوید، چون همه احساس کردید وقت بیشتری در اختیارتان گذشته شده در حالی که اینچنین نبوده و وقت کاملاً ثابت بوده است.
حال به تمریناتی در زمینه تندخوانی می پردازیم و شما آنها را بیشتر در منزل انجام دهید. با این تمرینات، چشم سریعتر و دقیق تر حرکت می کند :

۱. علامتی بزرگ مانند آلفا به صورت زیر رسم کنید و چشم را بر روی آن تند و سریع حرکت دهید. سپس جهت حرکت را برعکس کنید و هر دفعه سرعت را بیشتر کنید :
Seyyeda1

۲. یک ستاره بزرگ رسم کنید. چشم را بر روی اضلاع ستاره حرکت دهید. از ۱ تا ۶ بروید و سپس از ۶ به ۱ رفته و هر بار با سرعت بیشتر ادامه دهید :
Seyyeda2

۳. تندخوانی را برای  ۱۰۰ صفحه از یک کتاب تمرین کنید. بدین منظور سعی کنید هر صفحه را با سرعت تقریبی ۲ ثانیه ببینید و ورق بزنید. مثلاً با شمردن عدد ۱ در ذهن، از اول صفحه تا وسط صفحه را ببینید و با شمردن عدد ۲ از وسط صفحه تا آخر راببینید.
۴. یک صفحه کاغذ مثل صفحه کتاب را در نظر بگیرید. چشم خود را بر روی صفحه از بالا به پایین و سپس از پایین به بالا حرکت دهید. سپس این تمرین را به صورت افقی از راست به چپ و سپس از چپ به راست انجام دهید. پس از آن همین تمرین را به صورت مایل بر روی قطر صفحه در دو راستای مخالف هم تکرار کنید، درست مانند شکل های زیر:

در صورت نگاه مایل، می توان کتاب را کاملاً باز کرده و نگاه را برر روی دو صفحه کاغذ متمرکز کرد. این تمرین ها را به مقدار خیلی زیاد انجام دهید تا چشم شما عادت کند. به ظاهر، این تمرینات برای مطالعه است ولی برای تمام امور زندگی به کار می رود، مثلاً این تمرینات در رانندگی سبب افزایش حوزه دید شده و تصادفات را کاهش می دهد.

حال پیرامون نکات زیر به بحث می پردازیم :
• یادداشت برداری صحیح
• کلمات کلیدی
• الگوی یادآوری

متخصصین مطالعه بر این باورند که در هر کتاب ۹۰% مطالب اضافی و فقط ۱۰% مطالب، کلیدی هستند. در مراحل اولیه مطالعه، لازم است ۱۰۰% کتاب (و نیز مطالب اضافی) را بخوانیم ولی در مراحل بعدی، فقط نکات کلیدی را می خوانیم و مطالب اضافی را نمی خوانیم چون این گونه مطالب نه تنها فایده نداشته که ضرر هم دارند.
از امروز هر مطلبی را که می خوانید و قصد یادگیری دارید، همراه با یادداشت برداری انجام دهید. اصولاً خواندن باید همراه با یاداشت برداری باشد. یاداشت برداری صحیح باید به صورت کلمات کلیدی باشد.

خصوصیات کلمات کلیدی :
۱. معنی و مفهوم جمله را برساند
۲. خلاصه یا عین مطلب نباشد
۳. به صورت ابتکاری و خلاق و استنباطی باشد. از رمز و رموز در نوشتن استفاده شود مانند خبرنگاران که مثلاً به جای شمال شرقی، علامت فلش منحنی وار به سمت راست را به کار برده و به جای جنوب غربی، علامت فلش منحنی وار به سمت چپ را به کار می برند.
۴. مغز را وادار به فعالیت کند. اگر روش خاصی را برای یادگیری به کار نبرید، ظرف ۲۴ ساعت مطالب را فراموش خواهید کرد. اگر زیر کلمات را خط بکشید، ۲۰% مطالب را یاآوری خواهید کرد و اگر یاداشت برداری نمایید، ۳۰ تا ۴۰ درصد مطالب به یادتان خواهد ماند.

مزایای یاداشت برداری :
۱. مطالعه فعال می شود. از چرت زدن و خواب آلودگی و حواس پرتی کم می شود.
۲. یادگیری، نگهداری و یادآوری نکات کلیدی بسیار راحت تر از کل مطالب است.
۳. موقع مرور وقت کمتری می خواهد، چون فقط ۱۰% مطالب را مرور می کنیم نه همه آنها را.
۴. مغز را وادار به فعالیت کرده و باعث تقویت حافظه می شود.
۵. یاداشت برداری حکم زنجیرهای به هم پیوسته را داشته و باعث یادآوری می شوند، زیرا هر نکته ای باعث می شود که نکته بعدی را به خاطر بیاوریم.
۶. یک مطالعه صحیح و درست، مطالعه فعال و پویایی است که به وسیله خواندن همراه با یاداشت برداری کلمات کلیدی باشد.

یک مثال ساده : فرض کنید جمله زیر را می خواهید یادداشت برداری کنید.
الیاس از مدرسه آمد. سوار اتوبوس شد. در راه خانه نان خرید و مورد تشویق پدرش قرار گرفت.
ابتدا بر روی کلمات اضافی خط بکشید. حال چیزی که می ماند، کلمات کلیدی است :
الیاس – مدرسه – اتوبوس – نان – تشویق
حال با دیدن این کلمات کلیدی، کل مطالبی که خواندیم، یادمان می آید.
در اینجا استاد با اعلام این که فردا روش های تکمیلی سیستم خواندن بدون فراموشی را تمرین خواهیم کرد، از دانشجویان می خواهد که تمرین ۴ را با توجه به نوار کاست انجام داده و سپس با خواندن متون مختلف، برای خود یادداشت برداری کلیدی بکنند.

جلسه چهارم “تکنیک برتر” ، پنج شنبه ۵/۳/۸۴

امروز ابتدا مباحث قبل را تکمیل می کنیم و سپس سیستم خواندن بدون فراموشی را تمرین می کنیم. دیروز در مورد یادداشت برداری مطالبی را گفتیم و امروز به تکمیل آنها می پردازیم. تاکنون شما یادداشت برداری را به صورت خلاصه نویسی انجام می دادید ولی اگر یاداشت برداری با کلمات کلیدی همراه باشد، مزیت های بیشتری دارد.
طبق مثال قبل، یادداشت برداری به صورت (الیاس – مدرسه – اتوبوس – نان – تشویق) موجب یادگیری بهتر می شود ولی کامل نیست. زیرا برای یادگیری، بهتر است کلمات در قالب تصویر قرار گیرند. مغز از دو نیمکره راست و چپ تشکیل شده و حافظه بلند مدت در نیمکره راست قرار دارد. مواردی مانند تصویر، تخیل، موسیقی و رنگ بر روی نیمکره راست اثر می گذارد. ما بایست هر دو نیمکره را فعال کنیم، به ویژه نیمکره راست را. چنانچه مطالب در قالب تصویر درآورده شوند، تأثیر زیادی در ماندگاری آنها در حافظه دارد. حال باید ببینیم چطور مطالب را در قالب تصویر در بیاوریم؟
مغز ما مثل کامپیوتر عمل می کند. یکی از دانشمندان آمریکایی، مغز انسان را تشبیه به کامپیوتری با وسعت ایالت تکزاس در ۱۰۰ طبقه نموده است. جالب اینجاست که ایالت تکزاس از کشور ایران وسیع تر است. با این وجود ملاحظه می کنید که اگر تمام اطلاعات دنیا را در مغز بریزیم، باز هم پر نمی شود. در تشبیه دیگری، از توانایی مغز به اندازه عملکرد ۲۸۰۰۰ کامپیوتر نام برده شده است. بنابراین توانایی مغز حد و حدود ندارد. همانطور که در کامپیوتر برای دادن اطلاعات به سیستم، کدی در نظر گرفته و همچنین با دادن کد اطلاعات ذخیره شده را بر روی صفحه مانیتور ظاهر می کنیم، در موقع درس خواندن باید موضوعات را دسته بندی کنیم که موضوع مورد مطالعه همان کد است. برای نمونه در مثال قبل (الیاس – مدرسه – اتوبوس – نان – تشویق) ، کد الیاس است و باید بقیه مطالب را در قالب تصویر درآوریم :
seyyeda7
البته مثال فوق خیلی ساده است. از آنجایی که هر موضوع فرعی هم می تواند شامل چند موضوع دیگر باشد، می توانیم نمودار را به صورت زیر با توجه به مثال بعدی گسترش دهیم:
فرض کنید برای مثال، نام مدرسه الیاس، دانش بوده و در منطقه ۲ واقع شده است. همچنین الیاس سوار اتوبوس اکسپرس زرد رنگ شده و نان بربری کنجدی خریده است. پدرش برای تشویق او، یک کتاب داستان به وی هدیه نموده است. در این صورت نمودار بالا به صورت زیر کامل تر می شود:
seyyeda8
به شکل فوق الگوی یادآوری گویند که البته این الگو نیز ساده است.
یکی از مواردی که رسم الگوی یادآوری را تسهیل می کند، دسته بندی کلمات است. برای مثال تصور کنید خانم خانه از شما درخواست خرید اقلام زیر را می کند :
کاهو – ماست – مرغ – شیر – جعفری – گوشت – کشک – ماهی – کلم
در این صورت اگر کلمات را دسته بندی کنیم، بهتر به خاطر می آوریم که چه چیزی باید خریداری نماییم. اقلام فوق را می توان به صورت زیر دسته بندی نمود:
است. مثلاً به صورت ذیل :
دسته ۱ : ماست – شیر – کشک
دسته ۲ : کاهو – کلم – جعفری
دسته ۳ : مرغ – گوشت – ماهی
بنابراین سازماندهی و دسته بندی برای یادآوری خیلی موثر است.
استاد به ارایه مثال مستندی در باره خود پرداخته و اضافه می کند : کتابخانه بزرگی دارم و کتابها را به گونه ای دسته بندی کرده ام که اگر کتاب خاصی را بخواهم پیدا کنم، با چشمان بسته هم  قادرم این کار را انجام دهم چون که دسته بندی مشخصی را برای آنها انتخاب کرده ام. در یادگیری نیز باید مطالبی را که در ارتباط با هم هستند، پهلوی هم بچینیم.
یکی دیگر از مراحل مناسب در الگوی یادآوری، خلاصه کردن نکات کلیدی است به گونه ای که کلمات، کلیدی تر شوند. برای نمونه در مثال قبل می توان به جای منطقه ۲، نوشت : ۲ و به جای اتوبوس بنویسیم : اتو و یا به جای نوشتن واژه زرد، رنگ زرد را بکشیم. بدین صورت طرح خلاصه شده و کلمات کلیدی تر می شوند. طرح کلیدی خوب، طرحی است که فرد دیگری نتواند بخواند و فقط مورد استفاده خودمان قرار گیرد. به بیان ساده، باید نکات تلگرافی نوشته شده و موارد اضافی حذف شوند.
پس از اتمام الگوی یادگیری، طرح شبکه ای را رنگ آمیزی می کنیم تا اثرگذاری آنها بر روی نیمکره راست بیشتر شود. در اینجا استاد چند طرح دسته بندی شده و رنگ آمیزی شده را نشان داد که توسط دانش آموزان راهنمایی انجام شده بود. مزیت این طرح ها این است که شب امتحان چند طرح را مرور کرده و وقت کمتری صرف می کنیم و بنابراین نیاز به خواندن کتاب با حجم زیاد نیست. موقع خواندن مطلبی تشخیص نکته کلیدی و غیر کلیدی برایتان سخت است ولی با انجام چند تمرین، مسئله برایتان راحت می شود. دکتر ژوزف مورفی (صاحب کتابهایی مانند : “قدرت فکر”، “قدرت تمرکز” و … با ترجمه هوشیار رزم آرا) می گوید : قدرت یک تصویر برابر هزار کلمه است. دکتر ژوزف مورفی دانشمندی است که تخصصش در مورد ضمیر ناخودآکاه است. در این زمینه کتاب ارزشمندی با عنوان ” چه کسی پنیر مرا جابجا کرده است؟” اثر برایان تریسی نیز برای مطالعه توصیه می شود. بر اساس این کتاب، ما باید سعی کنیم به پیشرفت های چشمگیر نایل شویم ولی بایست توجه داشته باشیم که پای خود را منطقی از گلیم خود درازتر کنیم. بعضی کارگر هستند و تا آخر عمر کارگر می مانند. برخی دیگر از کارگری به معماری می رسند. من کارگر تره باری را می شناسم که اینک جراح قلب است. من وقتی کتاب “قدرت فکر” اثر دکتر ژوزف مورفی را خواندم، احساس کردم که به تمام آرزوهایم رسیده ام. دوست داشتم برای همه توضیح دهم که چه کتاب مهمی را مطالعه کرده ام. خودم به دستورات آن کتاب توجه کردم و باور کنید سوالات امتحان را در خواب می دیدم. حتی می دیدم که سوالات تایپ شده یا دست نویس هستند و حتی نمودارها را می دیدم. دکتر ژوزف مورفی می گوید : به جای آنکه بگویید موفق هستم، موفقیت را ببینید. وی می گوید : حتی اگر آرزوهای مادی دارید، تصویر آن را ببینید. تجسم خلاق داشته و آن چیزی را که می خواهید ببینید. سال ۱۳۷۵ دوستی داشتم که نرس بیمارستان بوده و حقوقش حدود ۴۵ هزار تومان بود. در آن زمان قیمت تلفن موبایل برابر ۲ میلیون تومان بود و بخاطر گرانی قیمت، افراد کمی دارای موبایل بودند. وی به من گفت که می خواهم یک موبایل داشته باشم و باید چه کنم؟
از او پرسیدم : با این حقوق کم، چرا و چگونه می خواهی صاحب موبایل شوی؟
گفت : چون زبان انگلیسی تدریس می کنم و از طرفی می خواهم شاگردانم ببینند که دارای موبایل هستم و از طرفی مطمئنم که با داشتن موبایل متشخص تر جلوه می کنم، مایلم صاحب موبایل شوم.
من هم به نمایشگاه رفته و یک موبایل اسباب بازی برایش خریده و تحویل او نمودم و از او خواستم که جداً فکر کند موبایل واقعی است. پس از چندی یکی از آشنایانش سیم کارتی به او داده و از او می خواهد که از آن استفاده کرده و مبلغش را هر طور می تواند به صورت قسطی پرداخت کند. بدنبال آن یک گوشی دست دوم خرید و بدینسان صاحب موبایل شد. در واقع موضوعی که به نظر غیر ممکن بود، ممکن شد. برای همین است که ناپلئون می گوید : غیر ممکن ، غیر ممکن است و یا : Impossible is impossible . همین شخص پس از چندی به من گفت که می خواهد صاحب ماشین شود. به او گفتم که فکر نمی کنی با این حقوقی که دریافت می کنی، خرید ماشین برایت غیر ممکن باشد؟! حالا چه نوع ماشینی می خواهی؟. گفت : پراید.
در آن هنگام من در شرکت سایپا درس می دادم و تصویری از کاتالوگ های پراید را تهیه کرده و به او دادم و گفتم که در ذهن خود تصور کن سوار پراید شدی. یادم هست که اواخر خرداد ماه بود که شنیدم قرار است در سایپا برای پرسنل کلاس زبان انگلیسی بگذارند. من به آنها گفتم که آشنایی را سراغ دارم که می توانید در ازای آموزش زبان، به او پراید بدهید و جالب اینجاست که پراید رنگ اطلسی به او دادند. رنگی که در آن زمان کمیاب بود ولی در کاتالوگی که به او داده بودم، رنگ ماشین پراید، اطلسی بود و جالب تر این که پول کلاس ها از قیمت پراید هم بیشتر شد که تفاوت آن را به او پول نقد دادند.
توجه داشته باشید که با قدرت تصویر، حتی سرطان را معالجه کرده اند. برخی وقت ها که چیزی را گم کرده و نزد کسی می روید که می گوید مثلاً ماشین شما اینک در مشهد است، راست می گوید. واقعاً برخی دارای این نیرو هستند و اشیاء را از راه دور می بینند. البته برخی حقه باز هستند ولی همه این طور نیستند. به این نتیجه برسید که نیروی بی نهایت در وجود شماست. چیزی که دکتر ژوزف مورفی در کتاب “قدرت فکر” به آن اشاره دارد.
قرن ۲۱ ، قرن شناخت ارتباطات و قرن شناخت خودمان است. بر اساس گفته ژوزف مورفی، اگر مسایل را در قالب تصویر در بیاوریم، یادگیری سریعتر و بهتر صورت می گیرد. برای اجرای یک یادداشت برداری خوب و کامل، باید آنها را بر روی الگوی یادآوری دسته بندی کنیم. برای رسم یک الگوی یادآوری به صورت زیر عمل کنید :
۱. قبل از هر کاری سعی کنید موضوع اصلی در مطلب مورد مطالعه را تشخیص دهید (اصل مطلب همان کد در کامپیوتر است). پس از تشخیص اصل مطلب، آن را به صورت کلیدی در یک کادر و در وسط صفحه کاغذ بنویسید که در واقع این مرکز الگوی یادآوری شما می باشد.
۲. نکات اصلی و مهمی را که مربوط به اصل مطلب می باشد، در اطراف طرح به صورت شاخه هایی رسم کنید (شاخه های اصلی). هر نکته اصلی، خود می تواتد شامل نکات فرعی و جزئی تری باشد که باید به نکته اصلی متصل شوند.
۳. نکاتی را که روی الگوی یادآوری یادداشت می کنید، در داخل شکل های مختلف مانند دایره، بیضی، مثلث و … قرار دهید.
۴. توجه داشته باشید که تعداد نکته های اصلی و فرعی به هیچ عنوان محدود نیستند. با توجه به درس و نوع مطلب، نکات را تعیین کرده و می نویسید.
۵. موقع رسم یک الگوی یادآوری برای این که در مرورهای بعدی دچار سردرگمی نشوید، لازم است یک سری قراردادها را به صورت زیر رعایت کنید :
الف – همیشه اولین شاخه را از قسمت پایین سمت راست رسم کنید و بقیه شاخه ها را در جهت عقربه های ساعت ادامه دهید.
ب – از اصل متحدالشکل بودن نکات کمک بگیرید.
پ – الگوی خود را منظم و خوانا رسم کنید. در رسم الگوی یادآوری می توانید از رنگ های مختلف استفاده کنید. برای هر گروه یا شاخه ای یک رنگ می توانید استفاده کنید. چون استفاده از رنگ، مطالب را برجسته تر و نمایان تر می کند.
ت – اگر در مطلب مورد مطالعه یا مطالبی که بر روی الگوی یادآوری نوشته اید، تصویر، جدول و یا نموداری وجود داشته و ضرورت داشته باشد که در هنگام مرور به آن شکلها نگاه کنید، آدرس شکل یا جدول را در زیر الگوی یادآوری ذکر نمایید.
ث – همیشه سعی کنید در کشیدن الگوی یادآوری از خلاقیت و ابتکار خود استفاده نمایید. همیشه الگوی یکسان رسم نکنید و سعی کنید به اشکال مختلف ترسیم نمایید.
در اینجا استاد به دانشجویان می گوید که با گوش کردن به نوار تمرینات مربوط به این بخش را انجام دهند. ضمناً مثالی از خلاقیت را عنوان می کند : در کشورهای پیشرفته در مدارس علاوه بر این که نظافت به بهترین نحو ممکن رعایت می شود، موقع ورود به کلاس، کفش ها تعویض شده و دانش آموزان دمپایی به پا می کنند. به راحتی از معلم خود سوال پرسیده و رفع اشکال می کنند. برخی مواقع تمرین ها را هم در سر کلاس انجام می دهند تا در منزل به خلاقیت های دیگر بپردازند.

سیستم خواندن بدون فراموشی یا RWF مخفف Reading Without Forgetting که به آن سیستم ۸ مرحله ای هم می گویند: از این پس سعی کنید مطالب را با سیستم خواندن بدون فراموشی بخوانید. مراحل این سیستم عبارتند از :
۱. بررسی اجمالی کتاب : در این مرحله نگاه می کنیم کل کتاب چند صفحه دارد؟ چند فصل دارد؟ و عناوین کلی فصول را می خوانیم. در واقع یک نگاه کلی به کتاب می اندازیم. هدف از این مرحله آشنایی نسبی با کل کتاب است. اگر از قبل با کتاب مورد نظر آشنایی دارید، اجرای این مرحله اصلاً ضرورتی ندارد.
۲. بررسی اولیه یک فصل یا یک قسمت از کتاب : در این مرحله فصلی که قصد خواندن آن را داریم، مشخص می نماییم. چند صفحه دارد؟ عناوین کوچکتر داخل فصل را می خوانیم. به نکات مهمی که قرار است داخل فصل توضیح داده شود مثلاً کلماتی را که با رنگ دیگر نوشته شده و یا به شکلی برجسته تر به نظر می آید، نگاه می کنیم. همچنین اگر در انتهای فصل مورد نظر چیزی تحت عنوان پرسش، خلاصه و یا نتیجه وجود دارد، آنها را هم می خوانیم. هدف از این مرحله آشنایی ذهنی با متن و کسب یک سری اطلاعات اولیه از فصل مورد نظر است.
۳. سوال گذاری : در این مرحله با توجه به اطلاعاتی که در مرحله قبل از متن مورد نظر بدست آورده ایم، چند سوال در ذهن مان یا روی کاغذ طرح می کنیم. هر چند این سوالات خیلی کلی باشند یا پاسخشان در متن نباشد. هدف از سوال گذاری، ایجاد تمرکز و کنجکاوی در هنگام مطالعه می باشد. به عبارت دیگر، سوال گذاری باعث خلاقیت می شود. می دانید که انسان های زیادی به افتادن سیب از درخت نگاه کردند ولی هیچیک مانند نیوتن پیرامون آن به تفکر نپرداخت. سوال از خود که ” چرا سیب به طرف پایین آمد و رو به بالا نرفت؟” سبب شد که به تفکر در این باره پرداخته و سرانجام قانون جاذبه را کشف کند. نیوتن از جمله کسانی است که تأثیر شگرفی بر زندگی بشر گذاشته اند.
۴. خواندن : فیدبک در مطالعه به معنای بازگرداندن اطلاعات از ذهن به روی کاغذ می باشد. هر چه زمان فیدبک یا پس دادن اطلاعات کوتاهتر و سریعتر باشد، یادگیری و یادآوری بیشتر و بهتر است. متخصصین مطالعه و یادگیری عقیده دارند که بهترین زمان برای یاداشت برداری بلافاصله پس از فهمیدن نکته ای از متن می باشد. پس از ین به بعد :
الف) متن را خیلی سریع و با دقت می خوانیم و به محض این که نکته ای را درک کردیم، همان لحظه به صورت کلیدی یادداشت برداری می کنیم.
ب) در این مرحله کلمات کلیدی را به صورت خطی و پشت سر هم یادداشت می کنیم نه به صورت الگوی یادآوری.
پ) هر جای متن را که متوجه نشدیم، مکث نمی کنیم و بر نمی گردیم فقط یک علامت سوال می گذاریم. البته در این مرحله از اصل انعطاف استفاده می کنیم، یعنی جایی که سخت است با سرعت کمتر و جایی که ساده تر است را با سرعت بیشتر می خوانیم. درست مانند اتومبیلی که همیشه با یک سرعت حرکت نمی کند بلکه در اتوبان ها با سرعت بیشتر و در خیابان ها با سرعت کمتر و در کوچه ها با سرعت کمتر از خیابان ها حرکت می کند.
۵. بازنگری : در این مرحله به کلمات کلیدی که به صورت خطی و پشت سر هم نوشته ایم، خیلی سریع نگاه می کنیم تا ببینیم آیا جملات مربوط به این نکات در ذهن تداعی می شود یا خیر؟ اگر احیاناً نکته ای تداعی نشد و با دیدنش چیزی به یادمان نیامد، بار دیگر به کتاب مراجعه می کنیم و فقط آن قسمت مورد اشکال را دوباره می خوانیم و در صورت لزوم آن را اصلاح می کنیم. همچنین در این مرحله قسمت هایی که در مرحله قبل علامت سوال گذاشتیم را نیز دوباره می خوانیم و نکات مربوط به آن قسمت ها را یاداشت می کنیم. {اگر تا اینجا مراحل را به درستی انجام دادیم، می توانیم کتابی را که خوانده ایم برای همیشه دور بیندازیم}
۶. الگوی یادآوری : اکنون آنچه را که یاداشت کرده ایم، با ارتباطات صحیح بر روی یک الگوی یادآوری سازماندهی می کنیم.
۷. تفکر و امتحان : در این مرحله الگوی یادآوری را در ذهن مجسم کرده و ارتباطات آن را به دقت بررسی می کنیم. توجه داشته باشید که اگر احیاناً قسمت هایی از مطالب را نتوانستید یادآوری کنید، بلافاصله به الگوی اصلی مراجعه نکرده بلکه پس از مدتی تفکر و در صورت عدم یادآوری، به الگو مراجعه کنید و آن قسمت ها را دوباره بخوانید. بسیار عالی است اگر بتوانید الگویی شبیه الگوی رسم شده را از حفظ بکشید.
۸. مرور : هفت مرحله بالا، مراحل مختلف یادگیری بوده و یادگیری به هیچ عنوان دلیل یادآوری نیست. یادگیری کار مغز و یادآوری کار حافظه می باشد. در مطالعه نیز سه عامل : خواندن ، یادگیری و یادآوری را باید مد نظر قرار دهید. در مرحله مرور که همان مرحله یادآوری می باشد، به الگوی یادآوری نگاه کرده و آن را با صدای بلند تعریف کنید. این موضوع هیچ منافاتی با صامت خوانی (چشم خوانی) ندارد. چون در واقع با توضیح دادن مطلب برای خود یا دیگران، ماندگاری مطلب در ذهن بیشتر خواهد بود.
در اینجا استاد از دانشجویان می خواهد که تا روز شنبه مورخ ۷/۳/۸۴ ، ۵ طرح از الگوی یادآوری را روی کاغذ کشیده و رنگ آمیزی نمایند. توصیه می نماید که کتابی را بخوانیم که مطلب زیاد و بنابراین نکات کلیدی زیاد داشته باشد.
من برای این تمرین دو کتاب را مطالعه کرده و با هماهنگی با استاد و بخاطر مشغله های شغلی، ۳ طرح تهیه نموده و تحویل دادم. کتابهایی را که برای مطالعه در نظر گرفتم، عبارت بودند از :
۱. راز تندرستی ، نوشته : مهاتما گاندی – ترجمه : محمد جواد ضیغمی
۲. قهرمانان جاویدان ، نوشته : شهباز آزادمهر

کارگاه آموزشی یک روزه “حس برتر” ، جمعه ۶/۳/۸۴ از ساعت ۹ بامداد تا ساعت ۹ شب

استاد در ابتدای جلسه عنوان می نمایند که امروز پیرامون مطالبی مانند : چهره شناسی و قیافه شناسی، روانشناسی خط و امضاءء، کلام جسم یا زبان بدن، خواندن فکر از روی چهره، روانشناسی صمیمیت ( در خانواده و محل کار، چگونگی رفتار با کارگران و مدیران) و … بحث خواهند کرد و سپس ادامه می دهند :
بیایید از روز اول درست عمل کنیم. در برنامه ریزی هایمان، در زندگی مان و نیز در رفتارمان. بیایید به گونه ای عمل نکنیم که مثلاً در زندگی زناشویی به این نقطه برسیم که : “مهرم حلال، جانم آزاد”. بسیاری از مردم مدتها با هم زندگی کرده اند ولی هنوز یکدیگر را نشناخته اند. هدف از این کلاس این است که صمیمیت روز به روز بیشتر شده و اختلافات از بین برود. امروز بحث Telepathy را که در ارتباط با این موضوع است، عنوان خواهیم نمود. در برخی کشورها از طریق شناسایی چهره و قیافه پی به جرم می برند. در واقع از حالات جسمی افراد به خصوصیات روحی آنها پی می برند. کتاب “انسان روح است نه جسد” در زمینه روحیات انسان و در رابطه با موضوعات مطرح شده در این درس می باشد. همچنین کتاب “چگونه به آرامش رسیدم” از خانم زرافشان، پیرامون روانشناسی و موضوعات مربوطه نگاشته شده است. همچنین کتاب دیگری با عنوان “تأثیر از فاصله” نوشته پل ژاگو با ترجمه آقای ساعد زمان ارتباط با موضوعات مورد بحث این جلسه دارد. در اینجا استاد یک پرسش روانشناسی مطرح کرده و از دانشجویان می خواهد که پاسخ آن را بر روی کاغذ نوشته و تحویل دهند و اینک پرسش مربوطه :
پرسش : مزیت ناخن بلند برای خانم ها از لحاظ روانشناسی چیست؟
پاسخ : نوک انگشتان اعصاب را تحریک می کند و چون خانم ها دارای روحیه لطیف هستند، اگر ناخن بلند داشته باشند اعصاب آنها تحریک نشده و روحیه شان تزلزل پیدا نمی کند. البته باید پاکیزگی ناخن ها مد نظر قرار گیرند.
برای شروع بحث Telepathy ، ابتدا مروری خواهیم داشت بر موضوع Relaxation یا  “تن آرامی” . همان طور که در همایش سالن الغدیر اشاره شد، مراحل Relaxation عبارتند از :
۱. تجسم
۲. تمرکز
۳. فرمان ذهنی
۴. تلقین
۵. تجسم
و انجام صحیح مراحل Relaxation ، تأثیر به سزایی در روحیه و نیز اثربخشی در قدرت Telapathy دارد. کسانی که روش صحیح Relaxation را بلد باشند، می توانند روزانه چند شیفت کار کنند، بدون آن که خستگی بر آنان مستولی شود.

اصول و روش تله پاتی : تله پاتی (Telepathy) به معنای انتقال فکر و تأثیر از فاصله بین دو یا چند جاندار (انسان، حیوان، گیاه) می باشد. البته قدرت انتقال فکر بین چند جاندار مشکلتر از Telepathy بین دو جاندار می باشد. اصولاً بر اساس قانون تشعشع – جاذبه، زمانی که به چیزی فکر می کنیم، همان چیز و یا معادل فیزیکی آن را به سمت خود جذب می نماییم. مثلاً اگر به خوبی ها فکر کنیم، خوبی و خوشی و اگر به موارد منفی (ترس ها و نگرانی ها) فکر کنیم، همان ها را جذب می کنیم (بنابراین جهت دهی به افکار بسیار مهم است). در مبحث Telepathy نیز با توجه به قانون فوق در صورتی که بخواهیم به شخصی یا جانداری فکر کنیم و یا اثر بگذاریم، در صورت رعایت قواعد و اصول Telapathy و نیز ممارست و استمرار در تمرینات موفق خواهیم شد. البته بعضی از امواج ضعیف و برخی قوی تر می باشد ولی در هر صورت اثر خود را به طور متناسب خواهند داشت. شایان ذکر است که بعد مکانی هیچ گونه تأثیری در Telepathy ندارد. در ادامه بحث، به موارد تقویت کننده و تضعیف کننده بر امواج Telapathy خواهیم پرداخت. در انتقال فکر بین دو انسان، یک نفر فرستنده امواج و دیگری گیرنده آن خواهد بود که هر یک از آنها برای Telapathy بهتر بایستی شرایط خاص خود را دارا باشد.

الف) شرایط گیرنده : گیرنده بایستی در زمان گیرندگی، فضای فکری خالی و آزاد داشته باشد. فضای فکری آزاد در شرایط عدم فعالیت فکری و ذهنی حاصل می گردد. یعنی اینکه شخص گیرنده در آن لحظه به چیزی نبایستی فکر کند. ایجاد شرایط فکری با تن آرامی یا Relaxation نیز امکان پذیر می باشد. ضمناً معمولاً چون اشخاص در زمان استراحت خواب می بینند و خواب دیدن خود به معنی فکر روی موضوعی می باشد، بنابراین الزاماً فضای آزاد فکری در زمان خواب وجود نخواهد داشت مگر این که یقین حاصل شود که فرد در حالت خواب دیدن نمی باشد.

ب) شرایط فرستنده : برای این که افکار ما خاصیت انتقال دهی بهتری پیدا کنند و به صورت موثرتری بتوانیم قدرت روحی فردی را که راجع به وی فکر می کنیم تحریک نماییم، شرایط زیر بایستی رعایت گردند :
۱. وضوح یا شفافیت : 
بایستی هر چه را که می خواهید با عزم راسخ و طرز روشنی تصور نموده و تصویر آن خواسته، کاملاً واضح و آشکار باشد.
۲. تمرکز : 
بایستی تمام افکار و دقت شما روی تصویری که ذکر شد، متمرکز گردد و در ذهن و روحتان در طول تمرین تصویر وجود داشته باشد.
۳. ثبات قدم و استقامت : 
فقط حفظ کردن تصویر تا چند لحظه کافی نیست، بلکه بایستی به مدت زیادی (۱۵ تا ۴۵ دقیقه) یا بیشتر نگاهداری شود و تا اخذ نتیجه هر روز تکرار گردد.
۴. شدت اراده : 
هنگامی که به تمرکز قوای روحی خویش می پردازید، بایستی میل شدید و اراده راسخی برای بدست آوردن آنچه که از سوژه یا گیرنده خواستارید، در خود ایجاد کنید.
زمانی که کلیه شرایط فوق را در خود ایجاد نمودید، مراحل مندرج در زیر را انجام دهید :
نخست به وضع راحتی در مکان آرامی بنشینید. چشمها را ببندید و عضلات را سست کنید. تصویر شخص مورد نظر را که می خواهید مورد نفوذ شما واقع گردد، به طور واضح (در چند قدمی جلوی شما و یا در مکان خودش) در نظر بگیرید. چهره و خطوط صورت آن شخص را خیلی واضح حتی با در نظر گرفتن چین و چروکها و خال و سایر مشخصات دیگر وی را در نظر آورید. به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه، تصویر فوق را نگهدارید. مجسم کنید که سوژه در اثر تفکرات شما متأثر می گردد. مجسم کنید که سوژه نیز به شما فکر می کند و در عالم خیال به شما می اندیشد و شما را می بیند و نمی تواند از تصویر شما دست بردارد. این نحوه تصور را ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ادامه دهید. بی حوصلگی نکنید و با آرامی به آنچه که می کنید و در نظر دارید انجام شود، بیاندیشید. دایماً به خود بگویید من او را وادار می کنم که در مورد من فکر کند، او طور دیگری نمی تواند عمل کند. این تصویر در روح او اثر خواهد کرد. به طور طبیعی از همین وقت به بعد تصویر او را به شکل واضحی همان طوری که در سینما مشاهده می کنید خواهید دید. تصور کنید که سوژه تصورات و تجربیات و تحریکات و حالات روحی که شما خواسته اید در خودش احساس می کند. در این لحظه او را به صورتی تصور کنید که با وضع متفکری تصویر شما در جلو چشمانش پدیدار و نمایان گشته و به خود می گوید : من حس می کنم که به وسیله این شخص جذب شده ام. من آرزو دارم او را ببینم. من الان نزدیک او هستم. من مایلم که برای او مفید باشم. این تمرینات و حالات را به مدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه ادامه دهید و تا حصول نتیجه تکرار نمایید.
کیفیت و چگونگی تلقینات در Telepathy : به هر اندازه وضع احساسات سوژه مختلف باشد، به همان اندازه نیز بایستی تلقین را بیشتر تکرار نمایید. هر چه تلقینات با بار عاطفی و احساسات بیشتری همراه باشد، تأثیر گذاری بیشتر است. عمل روحی (Telapathy) شما معمولاً با مقاومت کما بیش شدیدی مصادف می شود که این مقاومت در اثر امواج مبهمی که به جانب سوژه می فرستید کم کم از بین می رود و به نفوذ یافتن شما و تغییرات ارتعاشات روحی سوژه منتهی می گردد.
پرسش : آیا سوژه می تواند مقاومت کند؟
پاسخ : اگر مقاومتی نیز وجود داشته باشد از روی بی ارادگی است. این ایستادگی از تمایلات طبیعی سوژه می باشد که مخالف تقاضای شماست. اما اگر عمل Telepathy شما ادامه پیدا کند کم کم عزم و تصمیم سوژه را تغییر می دهد و می توانید بر روی سوژه تأثیر بگذارید. اگر از منظر علوم روحی نیز به این قضیه نگاه کنیم، او حتی خیال مقاومت هم ندارد زیرا از نفوذ نامریی شما بی اطلاع است.

عوامل تأثیر گذار در Telepathy :
الف) عوامل مثبت و تقویت کننده :
۱. فکر نکردن به فاصله و بعد مکانی (به فاصله اصلاً حساسیت نشان ندهید)
۲. انتقال پیام در لحظه حبس دم
۳. انتقال پیام همراه با بار عاطفی و احساسی
۴. نور ملایم و یا تاریکی
۵. اوقات شب هنگام (اماکن آرام و بدون سر و صدا)
۶. امکان تجسم رنگ ها در شرایط عادی
۷. نداشتن خصومت و کینه نسبت به سوژه
۸. خوردن غذاهای سبک (گوشت کم مصرف شود)
۹. خواب راحت
۱۰. رسیدن اکسیژن کافی به مغز
۱۱. انجام تمرینات Relaxation
۱۲. اراده و تمایل شدید برای Telepathy
۱۳. داشتن روحیه برون گرایانه و علاقمند به ارتباطات کلامی و غیرکلامی و نوعدوستی مثبت نسبت به افراد
۱۴. ارتباط در ییلاق، مناطق کوهستانی یا کویری
۱۵. روزهای مه آلود و بارانی و آرام بدون رعد و برق
۱۶. تماس دستی در فواصل نزدیک
۱۷. عشق به طبیعت
۱۸. وجود صداهای ریتمیک و آهنگ های ملایم
۱۹. وجود پیوند عاطفی با آن شخص
۲۰. داشتن قدرت تخیل و تصور به صورت طبیعی

ب) عوامل منفی و ضعیف کننده :
۱. رعد و برق، هوای طوفانی، آلودگی هوا
۲. هوای سرد یا گرم
۳. نور زیاد
۴. بی اعتقادی نسبت به موضوع Telepathy
۵. اماکن شلوغ و پر سر و صدا
۶. عادت ماهیانه در خانم ها
۷. مشکل در تجسم رنگ
۸. خودخواهی و پرخوری
۹. افراط در خوردن غذاهای پر گوشت
۱۰. دلسردی پس از چند تجربه ناموفق

اصول مهم جهت کسب اعتماد به نفس :
۱. اعتقاد و ایمان :
 ایمان و اعتقاد اصل بسیار مهمی است و در زمان بروز مشکلات به یاری انسان آمده و سبب می شود انسان خونسردی و ملایمت خود را در زمان بحران حفظ نموده و احساس کند که خداوند همواره پشتیبان اوست.
۲. عشق : عشق و دوست داشتن خود، انسانها و کلیه مخلوقات عالم و رسیدگی به وضع ظاهری خود.
۳. خواب درست : خواب کافی حدود ۸ ساعت در شب و تا اندازه کمی در نیمه روز.
۴. تنفس عمیق : تنفس عمیق به صورت ۲-۴-۱ یعنی : یک شماره دم – چهار شماره حبس – دو شماره بازدم
۵. اصل نگهداری : یعنی پندار نیک – گفتار نیک – کردار نیک. داشتن فکر مثبت و دوری از هر گونه اندیشه منفی. تفکر مثبت یعنی درست فکر کردن، مثلاً در بحران ها ۹۰% به راه حل و ۱۰% به مشکل فکر کردن.
۶. یادآوری دارایی ها : منظور از دارایی ها، نعمت هایمان هست. مانند : سلامتی ، عقل ، آزادی، امنیت و نیز امکانات مادی و لذت بردن از زندگی و لحظات
۷. دقت در تعارفات کلامی : در تعارفات کلامی از الفاظی که موجب خوار شدن و کوچک شدن شما می شوند، خودداری کنید. تعارفات بیهوده نکرده و نظر خود را محترمانه ابراز کنید و از کلمات خوب و مناسب استفاده نمایید.
۸. راه رفتن : هنگام راه رفتن، قدم های قاطع و بلند بردارید و به عبارتی شل راه نرفته و محکم راه بروید.
۹. نگاه کردن : در هنگام نگاه کردن، با ملایمت به چشمان مخاطب خود نگاه کنید به گونه ای که حالت خیرگی و تهدید نداشته باشد.

چهره شناسی : چهره افراد دارای سه قسمت می باشد :
۱. از رستنگاه مو تا نوک ابرو : ناحیه دماغی یا استعداد
۲. از نوک ابرو تا نوک بینی : ناحیه عاطفی
۳. از نوک بینی تا زیر چانه : ناحیه غریزی
seyyeda9
ابعاد بدن با توجه به شکل بالا بایستی به صورت زیر باشد:
X = Y
A = 1/7 Y
B = C
• اگر این ابعاد در خصوص فردی صادق نباشد، می توان با ورزش و تغذیه صحیح  به آن دست یافت.
• طول کف دست (یک وجب) مساوی با طول صورت می باشد
• ضخامت گردن (محیط) مساوی با دو برابر ضخامت (محیط) مچ دست است.
• زاویه زیر بینی تا زیر گوش : اگر منفرجه باشد، بهتر است و استعداد بیشتر را نشان می رساند تا این که زاویه حاده باشد.

شناسایی افراد از روی اعضای بدن :


شناسایی افراد از روی بینی

مشخصه بینی خصوصیات
نوک بینی به سمت جلو (پایین) نجابت و اصالت
خمیدگی و انحناء روی بینی استقامت، نفوذ، غلبه و اراده
نوک بینی به یک سمت (راست یا چپ) کج و متمایل باشد کلاً خصوصیات خوب را نشان نمی دهد. مخصوصاً در صورتی که نوک تیز هم باشد نشان دهنده حیله گری و مکاری است
نوک بینی به طرف بالا زرنگ، حواس جمع و مراقب اوضاع
استخوان روی بینی برجسته (به شرطی که در اثر شکستگی نباشد) وقار، عزت و سنگینی و شوخ طبعی
بینی بزرگ با عاطفه، مهربان، شکمو (در صورتی که پره ها کوچک باشند خوب است ولی پره های بزرگ در موقع عصبانیت خطرناک می باشند)
نوک تیز حیله گری و مکاری
قسمت بالای بینی و وسط چشم ها اگر پهن باشد مهربانی با روحیه لطیف و حساس
اگر سوراخ بینی کوچک و تنگ باشد مسائل را خیلی دقیق تجزیه و تحلیل نکرده و زود قضاوت می کند
اگر بینی خیلی کوچک باشد این گونه افراد صبر و حوصله ندارند


شناسایی افراد از روی لب ها

مشخصه لب ها خصوصیات
اگر از هر حیث مثلاً ضخامت و طول به یک اندازه باشند مهربانی، خوبی، ایستادگی و پایداری
لب بالا کلفت تر از لب پایین کلاً خوب است و دارای خصوصیاتی مانند درستی و مهربانی می باشد
لب پایین جلو آمده و آویزان هوسران، شکمو، متکبر و خودخواه
هر دو لب کلفت شکمو و هوسران
لب های باریک بی عاطفگی و بخیل بودن (در مورد خانم ها خوب نیست و آمادگی هرزگی و بد بودن را نشان می دهد)
غنچه ای (هر دولب جمع شده) بردبار، صبور، پایداری و احتمالاً خودخواهی
دهان گشاد میل به عیش و نوش و عشرت در زندگی
دهان کوچک سادگی و خجالتی بودن
انتهای خطوط لب ها به طرف پایین آمادگی جهت ناراحتی های اعصاب و غم و غصه

شناسایی افراد از روی گونه ها (توجه : گونه ها در ناحیه غریزی هستند)

مشخصه گونه ها خصوصیات
گونه های برجسته ساده دل و شکمو
خوش ترکیب، صاف و هموار خوبی و صداقت
فشرده جدیت و پشتکار

شناسایی افراد از روی ابروها

مشخصه ابروها خصوصیات
کمانی خوبی، مهربانی، اراده، عاطفه
مستقیم اراده، مردانگی
پرپشت قوه حافظه، قوه درک، پشتکار
پرپشت ولی با فاصله از هم شوخ طبعی، خوش گفتار، بردبار، صبور و ملایم
به هم پیوسته پشتکار، اراده، حساس و تندخو، زود از کوره در رفتن
ابرو از پایین به بالا رفته  علاقمند به همراهی دیگران. اگر آقا باشد با چشمان بادامی، گود و تورفته و یا چشمان نیمه باز، موذی و حیله گر است. اگر با چشم های عادی باشد، علاقمند به همراهی دیگران و هر کاری که خانم ها بگویند انجام می دهد (کاملاً زن ذلیل است)
ابروی دور از چشم و با فاصله  خوش صحبت، خوش قلب، علاقمند به همراهی با دیگران
ادامه نوک ابرو به سمت بالا  متکبر و خودخواه، جدی و زحمتکش، گاهاً مسخره و لجوج
ابروهای کوتاه و کوچک  هوش و قوه حافظه
ابروهای کوتاه و کوچک ولی کم پشت  حیله گری و موذی گری
ابروی چسبیده به چشم  حسود و تنگ نظر
ابروی نامنظم و بلند تند مزاجی و تند خویی

شناسایی افراد از روی گوش ها (توجه داشته باشید که سوراخ گوش باید در امتداد چشم باشد و اگر بالاتر یا پایین تر باشد، خوب نیست)

مشخصه گوشها خصوصیات
گرد و مدور عاطفه، مهربانی، هنرمندی، نجابت، استعداد
نوک بالای گوش تیز باشد شوخ طبعی، خوش معاشرت بودن، زرنگی
کناره های گوش ناصاف باشد سست عنصری و تنبلی
گوش کلفت و بدقواره خصوصیات خوب را نشان نمی دهد (خبط در راه زندگی)
با فاصله و مثل بلندگو از سر جدا باشد هوش و ذکاوت را نشان می دهد و نیز فرد دارای پشتکار و زرنگ است. بعضاً مکار و حیله گر بوده و استعداد در دروغگویی دارد. چنین فردی هم می تواند جنایتکار شود و هم دانشمند. اگر از دانش و تربیت صحیح برخوردار باشد، دانشمند شده و گرنه جنایتکار می شود (به مثال تابلوی شام آخر در زیر همین جدول توجه کنید)
گوش کوچک خوش صفتی، هوش، مهربانی
گوش خیلی بزرگ سادگی(هر چه برگتر باشد، سادگی فرد بیشتر است)، خوش باوری و ابلهی
نرمه گوش کلفت و بزرگ سست عنصر، راحت طلب، ظاهر بین
گوش خیلی بالای چشم باشد بی عاری، شلوغی و سروصدا راه انداز، دعوایی و بی اعتبار
گوش خیلی پایین چشم باشد رشید، جسور، در صورت عدم تربیت صحیح بعضاً بی پروا، پرخاشگر و دعوایی
نوک بالای گوش به سر چسبیده باشد صرفه جویی، حسابگری، و خساست
لاله گوش به سر چسبیده باشد در صورتی که لاله گوش کلفت نباشد، صفات خوبی را می رساند

مثال تابلوی شام آخر (Last Supper): هنگامی که لئوناردو داوینچی نقاش معروف ایتالیایی می خواست که تابلوی شام آخر (Last Supper) حضرت مسیح (ع) را ترسیم کند، به جستجوی بهترین و بدترین چهره پرداخت تا بتواند تصویر حضرت مسیح (ع) و حواریون را به بهترین نحو به نمایش گذارد. وی پس از چندی جستجو در روستایی به جوانی برخورد که از حیث آداب و رفتار زبانزد بود و بنابراین سعی کرد از تصویر وی به عنوان بهترین چهره حواریون استفاده کند. پس از رسم بهترین چهره، به دنبال بدترین چهره رفت تا این که پس از چندی در زندانی به یک جنایتکار برخورد کرد و تصمیم گرفت تصویر وی را به عنوان بدترین چهره در نقاشی خود جای دهد. جالب اینجاست که در حین نقاشی، زندانی به او گفت که قیافه شما برایم آشناست. لئوناردو داوینچی پرسید : “آیا تو مرا قبلاً دیده ای؟” . زندانی گفت ” آری. شما چند وقت پیش برای ترسیم چهره من به روستای ما آمدید.”. بنابراین ملاحظه می کنید که بهترین نفر و بدترین نفر در تابلوی شام آخر، یک نفر هستند که در اثر شرایط مختلف، یک انسان پاک به یک جنایتکار تبدیل می شود.

شناسایی افراد از روی موها

مشخصه موها خصوصیات
موهای نرم و لطیف تمایلات به موسیقی و طبیعت
موهای مجعد و زبر تندی ذهن، فکر قوی
موهای بور تمایلات زیاد به عیش و نوش و تمایلات جنسی بیشتر از سایرین


شناسایی افراد از روی چانه

مشخصه چانه خصوصیات
پهن و مدور و خوش شکل استقامت، پشتکار، اراده
پهن سیاسی، ماهر در تجارت، اراده قوی، خطرناک در عصبانیت
کوتاه ترسو، خوش باور، بعضاً باحیا یا وحشت زده
بلند و هموار دلسوز و مهربان
نوک تیز موذی و شیطنت، هر چند وقت یکبار پیرو کاری بودن (مخصوصاً روی خانم ها با این ویژگی نمی توان حساب کرد)
نوک چانه به طرف بالا موذی، بداندیش، فکرهای بد در ذهن دارند
چانه عقب رفته کم بودن مقاومت و اراده، سادگی و ابلهی
نوک چانه جلو آمده بردبار و متکبر
چاکدار یا دو شقه ای چه در مرد و چه در زن، استعداد زیادی در جذب جنس مخالف دارند

در اینجا استاد به معرفی دو کتاب به شرح زیر پیرامون چهره شناسی پرداختند :
۱. “درون و برون”، از : نصرت ا… کریمی
۲. “فراسوی چهره ها”، از : دکتر سید محمد انوشه

و سپس اضافه کردند که استعداد و نبوغ برخی افراد، از چهره هایشان مشخص است و گاهی اوقات این استعداد و نبوغ در تحصیل شکوفا نمی شود. برای مثال از آنتونی رابینز نام بردند که دانشجوی اخراجی دانشگاه هاروارد بوده و با مدرک دیپلم اینک ۴۸ رئیس جمهور و رهبر دنیا با او مشورت می کنند. همچنین مثال دیگری در باره یک کارگردان ایرانی به نام “بهمن قبادی” زدند که فیلم هایی مانند “زمانی برای مستی اسب ها” را کارگردانی کرده و این فیلم در جشنواره فیلم کن برنده جایزه دوربین طلایی شده است. وی همچنین کارگردان فیلم “آوازهای سرزمین مادری ام” نیز می باشد که در جشنواره فیلم شیکاگو کسب موفقیت کرده است. جالب اینجاست که وی پس از اتمام تحصیلات متوسطه در رشته فیلم سازی دانشگاه صدا و سیما مشغول به تحصیل شده و تاکنون فارغ التحصیل نشده است. در یکی از مصاحبه هایش که با یک فرد دارای مدرک دکترای سینما انجام داده و آن فرد به نقد فیلم وی پرداخته بود، با کمال قدرت به او گفت که نظر شما برای من اصلاً مهم نیست، مهم این است که در خارج از کشور برای موفقیت هایم توانسته ام جایزه کسب کنم.

و اما ادامه مبحث چهره شناسی :

شناسایی افراد از روی دندان ها (توجه داشته باشید که دندان های درشت بهتر از دندان های ریز هستند)

مشخصه دندان ها خصوصیات
ریز و به هم پیوسته ممسک و بخیل
با فاصله شوخ طبع


شناسایی افراد از روی چشم ها

توجه داشته باشید که :
• چشم های انسان بسیار مهم بوده و به آینه قلب شهرت دارند.
• کلاً چشم های درشت بهتر از چشمان ریز بوده و صفات مطلوبتری را نشان می دهند.
• چشمان برجسته در صورتی که از ناراحتی غده تیروئید نباشد، خوب نیست و شلوغی و سر و صدا را می رساند.
• چشمان چپ در صورتی که مادرزادی نباشد، حسادت را نشان می دهد.
• رنگ چشم (چشم رنگی) ویژگی خاصی را نشان نمی دهد. رنگ سیاه برای چشم از رنگ های دیگر بهتر است. اگر رنگ دو چشم متفاوت باشد، خوب نیست.

مشخصه چشم ها خصوصیات
چشمان درشت و زیبا صفا، صمیمیت، مهربانی، منصف، غیرتمند
فاصله بین چشم ها کم باشد حسودی و کوتاه نظری
چشمان نیمه باز (خمار نیست) حیله گری و دلالی، غیر قابل اعتماد
چشمان خمار احساسی و در رویا بودن
چشمان با فاصله و دور از هم سادگی، درستی، فکر باز، توقعات زیاد از زندگی ولی با اراده ای که دارند به آن می ر سند و کارهایشان انجام می شود.
چشمان لنگه به لنگه (چشمانی که یکی از دیگری بزرگتر است) دمدمی مزاج، عدم قاطعیت، تصمیم گرفته و زود پشیمان می شوند. قدرت فکری زیاد ندارند
چشمان برجسته و بیرون زده صفات منفی مثل : تنبل، پر سر و صدا، پر حرف و ظاهر بین
چشمان گود و تو رفته موذی، اگر فاصله دار هم نباشند : دورو و متظاهر
پلک های برجسته دارای هوش و استعداد و دقیق، گاهاً لا ابالی. مستعد در صنایع
چشمان خندان و متبسم شوخ، قلب پاک، استعداد در صنایع. اگر مادر باشد : مادر با عاطفه و رئوف
عنبیه در وسط، سفیدی چشم در اطراف (انگار چشم خیره و عمدی باز است) اختلال و پیچ و خم های فکری (اختلال در اعصاب)، بی باک بودن
چشم های بادامی (مثل ژاپنیها) خودخواه، متکبر، مغرور. اگر آبروها از چشمان فاصله داشته باشند، خوبی و آرامش روح
چشم های شهلایی یعنی سیاهی چشم آمیخته به قرمز (معمولاً خانم ها چنین چشم هایی دارند) خصوصیات اخلاقی خوب دارند، عقل بر قلب غلبه دارد.
چشم کوچک مثل کبوتر طبع ملایم و مهربان
چشم هایی که انتهایش بالا یا پایین باشند ساعی، تیزهوش و بعضاً موذی و حیله گر


شناسایی افراد از روی نحوه و طرز نگاه کردن 
(خانم ها در این زمینه از آقایان مستعد تر هستند)

نحوه و طرق نگاه کردن افراد خصوصیات
نگاه به طور طبیعی به پایین متواضع و فروتن
نگاه به طرف بالا متظاهر
نگاه ثابت حالت تهدید کننده دارد. نگاه باید ملایم باشد تا تأثیر مثبت بگذارد.

مژه ها : کلاً مژه های بلند و پرپشت نشانه استعداد در عشق و عاشقی و عاشق پیشگی را نشان می دهد. سایر مژه ها اطلاعات و مشخصه خاصی در خصوص افراد را نشان نمی دهد.
پیشانی : پیشانی ناحیه استعداد و دماغی بوده و به طور کلی هر چه پیشانی افراد بلندتر و وسیع تر باشد، شخص باهوش تر و با استعدادتر می باشد و هر چه که کوچکتر و کوتاه تر باشد، کمی استعداد را می رساند. البته ممکن است با استثنائاتی هم مواجه شویم که در اثر سوء تغذیه (چه در مراحل بارداری مادر و چه در مراحل رشد شخص) ایجاد گردیده و یا با تغذیه صحیح کمبودهای ژنتیکی جبران گردیده باشند ولی این موارد استثناء کلیت ندارند.

شناسایی افراد از روی چین و چروک ها در پیشانی

چین و چروک پیشانی خصوصیات
با خطوط مستقیم و عمودی و به طرف بالا خصوصیات خوب و مثبت مثل جدیت، فعالیت و پشتکار را نشان می دهند.
به طور افقی و کج و کوله به طرف پایین معمولاً اگر به دلیل کهولت سن نباشد، غم و غصه و گرفتاری و در بعضی موارد سستی و کج رفتاری را نشان می دهد.


شناسایی افراد از روی پیشانی

مشخصه پیشانی خصوصیات
پیشانی بلند منورالفکر، با هوش و با استعداد
پیشانی وسیع در جهت طولی با فکر، پیرو درستی، فضل فروشی و بعضاً تکبر، در صورت استفاده از دانش، دارای خصوصیات خوب خواهد بود
پیشانی تنگ و کوچک کندی ذهن، بی احتیاطی، کمی استعداد و بعضاً خسیس و لئیم
پیشانی کوچک ولی برجسته زرنگ و تا اندازه ای با هوش و نیز دارای اراده، پشتکار و استعداد
پیشانی در وسط فرورفته و گود است خودپسندی و خودخواهی و جاه طلبی و دمدمی مزاج بودن
 یک طرف پیشانی به طور طبیعی گودتر از طرف دیگر است دمدمی مزاج

روانشناسی خط و امضاءء : خط را زمانی روانشناسی می کنیم که فرد آن را در شرایط عادی بنویسد نه زمانی که فرد خطاط است و یا با شتاب و عجله به نوشتن می پردازد. یک ایرانی مقیم سوئد به نام آقای بهزادمهر متخصص در خط و امضاءء هستند. به طور کلی خطی که واضح نوشته شود، نشان دهنده هوش، ذکاوت و حافظه قوی است. به مثال های زیر توجه کنید :

مشخصه دست نوشته خصوصیات
 دست نوشته هر دفعه به سمت چپ تمایل دارد به طوری که می خواهد از خط خارج شود  نویسنده آدمی فعال، پر تحرک، برونگرا و با انرژی است.
دست نوشته هر دفعه به سمت راست تمایل دارد  نویسنده آدمی درونگرا و به عبارت عامیانه “تو خودش” هست و از زندگی ترس دارد.
دست نوشته دارای حاشیه پهن است  نویسنده فردی آواره، بی کس و کار، سرگردان و افسرده می باشد.
دست نوشته دارای حاشیه خیلی پهن و غیر عادی است  نویسنده فردی بزرگ منش می باشد. اغلب ادبا، هنرمندان و شعرا چنین دست خط هایی دارند.
دست نوشته به صورت ریز و به هم پیوسته بوده و تمام فضاها پر شده است  نویسنده فردی است که علاوه بر خسیسی، از همه امکانات زندگی می خواهد استفاده ببرد و از دوستی و ارتباطش نهایت استفاده را می کند.
درشت نویس ها  برون گرا و مهربان هستند.
نوشته خیلی درشت  افرادی که ادعای زیاد داشته و اهل عمل نیستند.
خیلی درشت و با فاصله  افرادی که “من و من” زیاد کرده ولی تنبل هستند.
نوشته ریز و به هم پیوسته  صرفه جویی و حسابگری
نوشته ریز و به هم پیوسته و با فشار کم  نیروی زندگی در این افراد ضعیف بوده و زود تحت تأثیر قرار می گیرند.
اگر نوشته نسبت به خط افق، حالت قائم داشته باشد (مانند خط معمولی در نرم افزار WORD)  نویسنده خصوصیاتی همچون اراده، پشتکار و استحکام را داراست.
اگر نوشته نسبت به خط افق، زاویه ۴۵ درجه به راست یا چپ داشته باشد (تقریباً مانند خط ایتالیک در نرم افزار WORD)  نویسنده فردی برونگرا بوده و دارای خصوصیاتی همچون گرمی و عشق، صمیمیت و اجتماعی بودن میباشد.
اگر نوشته زاویه دار و با فشار کم قلم بر روی کاغذ باشد  فرد زود تحت تأثیر صحبت دیگران قرار می گیرد و اراده قوی ندارد.
اگر در نوشته فشار قلم یکسان نباشد  نویسنده خلق و خوی متغیر دارد.
اگر حروف نوشته دارای تغییرات باشد (مثلاً “ی” و “ن” را هم به صورت معمولی و هم به صورت کشیده بنویسد یا “س” را به صورت معمولی و هم به صورت کشیده و بی دندانه بنویسد)  علاوه بر خلق و خوی متغیر، در سطح خوبی آمادگی دارد در خود تغییر و تحول ایجاد نماید.
اگر نوشته به هم چسبیده باشد (مثلاً نقطه روی “ن” از سمت چپ به حرف وصل شده باشد و یا دو نقطه حرف “ت” از سمت چپ به حرف متصل باشد)  نویسنده افکار نتیجه دار داشته و زحمتکش است.
ارتفاع کلمات زیاد باشد (مثلاً در جمله ” امروز باران آمد” حرف الف در کلمات با ارتفاع بیشتر نوشته شود )  فرد آمادگی برای تحریک پذیری داشته و عصبی و تند مزاج است و آماده هست که از کوره در رود.
اگر نوشته اولش درشت و سپس از سمت راست به چپ کوچکتر و زاویه دار شود  فرد عقده حقارت داشته و می خواهد با غرور و تکبر، بر عقده اش سرپوش گذارد.
نوشته اگر واضح باشد (لزوماً ممکن است خوش خط نباشد)  نویسنده از دقت، هوش، ذکاوت و حافظه قوی برخوردار است.
نوشته در حالت عادی اگر به سمت بالا میل کند (چه بر روی کاغذ خط دار و چه بر روی کاغذ بی خط) خوشبینی و بلند پروازی را نشان می دهد.
نوشته در حالت عادی اگر به سمت پایین میل کند (چه بر روی کاغذ خط دار و چه بر روی کاغذ بی خط) دو حالت ممکن است داشته باشد:
الف) نویسنده حالت خستگی و از حال رفتگی دارد، ب) نویسنده بدبین بوده و دید منفی دارد.
اگر خط به صورت موج سینوسی باشد نویسنده خلق و خوی متغیر دارد.
اگر سر “ک” و “ی” خیلی کشیده باشد نویسنده رازنگهدار نبوده و آدم خیلی پیچیده ای نیست.
اگر نقطه روی حروف را مثل صفر بگذارد نویسنده استعداد در هنر و صنعت دارد.

در اینجا استاد از چند نفر خواستند تا نزدیک تریبون بیایند و استاد از طریق مشخصه چهره آنها، خصوصیات درونی آنان را بیان کنند. من نیز جزو افرادی بودم که خواستم در حضور همه خصوصیات درونی ام را بازگو کنند و برای همین داوطلب شدم تا به نزدیک تریبون بروم. با این که حدس می زدم ممکن است خصوصیات منفی داشته باشم، ولی از آنجا که دوست دارم از عیوب خود آگاه شوم، تصمیم خود را گرفتم. استاد به ذکر خصوصیات افراد داوطلب پرداختند تا نوبت به من رسید. از آنجا که بخش زیادی از موهای من ریخته است، استاد اشاره کردند که پیشانی آقای وحیدی را از فرق سر در نظر نگیرید و از محل رستنگاه مو در نظر بگیرید (خنده همه حضار). سپس کلیه خصوصیاتی که برشمردند همگی مثبت بود و در پایان این شعر را خواندندد که :  آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری
امیدوارم خوانندگان گرامی نقل این خاطره را به منزله تمجید تلقی نفرمایند، بلکه یادآوری این خاطره تأثیری مثبت در وجودم می گذارد تا به سوی پیشرفت هر چه بیشتر گام بردارم و از موانع، سرکوفتها، و ناکامی ها هراسی به خود راه ندهم. و اما دنباله  فرمایشات استاد:
اگر از کسی دست خطی نداشته باشیم، از روی امضاءیش می توانیم به بررسی خصوصیات وی بپردازیم.

مشخصه امضا خصوصیات
کسی که در امضاء بخشی از اسم یا فامیل خود را نوشته و ادامه را با خطی رو به بالا رسم می کند  نویسنده دارای افکار بلند و متعالی بوده و به دنبال ترقی و پیشرفت است.
امضاهای ساده مانند شکل آلفا (الفبای یونانی)، شکل امگا (Ω) به صورت باز، شکل آلفا به صورت معکوس، و … نویسنده فردی بی غل و غش، بی آلایش، متواضع و فروتن است.
امضای کشیده و نسبتاً بسته نویسنده دارای خصوصیت انحصارطلبی و غرور و تکبر است.
امضا به هر شکل باشد و فرد اسم خود را نوشته و زیر آن خط بکشد فرد به دنبال شهرت و اسم و رسم بوده و می خواهد مطرح شود.
کسی که اسم خود را نوشته و روی آن خط خطی می کشد به طوری که اسمش قابل خواندن نیست فردی غیرقابل اعتماد بوده و حتی شخصیت خود را قبول ندارد چه برسد به دیگران
امضاهایی که از یک طرف شروع شده و سپس به صورت خط یکنواخت ادامه می یابد فرد با استعداد بوده و در کارش جدیت دارد. اگر یک قسمت از امضاء پررنگ و قسمت دیگر کم رنگ باشد، فرد تند مزاج و عصبی است.
امضا اگر به شکل پرنده، گل، شمع و … باشد فرد استعداد در هنر و صنایع دارد. چنانچه آرایشگر یا نقاش باشد، به بهترین نحو کارش را انجام میدهد.
اگر امضا نسبت به متن خیلی کوچک باشد دو حالت ممکن است : یا فرد تواضع و فروتنی دارد و یا کمرو و خجالتی است.
اگر امضا نسبت به متن بزرگ باشد فرد واقف به ارزش خود است.
اگر امضا خیلی بزرگ باشد نشان دهنده غرور و تکبر است.
اگر تمام صفحه کاغذ نوشته شده و امضای آن در سمت راست باشد فرد درونگراست.
اگر تمام صفحه کاغذ نوشته شده و امضای آن در سمت چپ باشد فرد برونگراست.
کسی که امضایش گرد بوده و داخلش اسم خود را نوشته و آن را محصور کند فردی محتاط است.
امضا اگر متشکل از دایره های زیاد روی هم باشد نشان دهنده شلوغی فکر است.
امضاء اگر به صورت خطوط راست باشد نشان دهنده خلق و خوی یکنواخت است.
امضاء به هر شکل باشد و پایین آن یک خط محکم کشیده شده باشد نشان دهنده اراده و پشتکار است.

روان شناسی رنگ ها: در روانشناسی ۸ رنگ داریم که ۴ رنگ اصلی بوده و ۴ رنگ فرعی می باشد. رنگ های اصلی عبارتند از : آبی، سبز، قرمز، زرد و رنگ های فرعی عبارتند از : بنفش، قهوه ای، سیاه، خاکستری (یا طوسی). رنگ ها به انواع رنگ گرم، رنگ سرد، رنگ زنده، رنگ مرده، رنگ تیره و رنگ روشن تقسیم بندی می شوند. رنگ های گرم، رنگ هایی هستند که منشأ گرما و حرارت می باشند، مانند : قرمز، زرد، نارنجی، ارغوانی و صورتی. رنگ های سرد، رنگ هایی هستند که ماهیت متابولیسم بدن را کند می کنند، مانند : آبی و سبز. رنگ های زنده، ادغامی از رنگ های سرد و گرم هستند و رنگ های مرده، به رنگ های کدر و خاکستری اطلاق می شود. استاد در اینجا به کتابی از خودشان به نام “روانشناسی رنگ ها” اشاره می کنند که در حال چاپ و انتشار است.
رنگ آبی: کسی که از رنگ آبی خوشش می آید، به دنبال آرامش است ولی این به آن معنی نیست که همه اشیاء منزل را آبی انتخاب کنیم چون باعث کسلی و تنبلی می شود. چراغ خواب اگر به رنگ آبی باشد، خوب است. کسی که از رنگ آبی بدش می آید، تشویش و نگرانی و استرس دارد.
رنگ سبز: رنگ سبز رنگ اعتماد به نفس است. کسی که به رنگ سبز روشن تمایل نشان می دهد، علاقمند به طبیعت بوده، دارای روحیه خوب و اعتماد به نفس قوی است. فردی که به رنگ سبز تیره و پررنگ تمایل دارد، حالت مالیخولیا و از هوش رفتگی داشته و مشکلات فکری و روحی دارد. کسی که از رنگ سبز روشن بدش بیاید، احساس می کند که زندگی به آن صورتی که باید باشد، نیست و احساس ناامیدی می کند.
رنگ قرمز: این رنگ جزو رنگ های ساده و گرم می باشد. آهنگ حرکت را تسریع کرده و چنانچه در محیط کار و یا کارگاه استفاده شود، مناسب است. همچنین رنگ قرمز تشنگی را نیز تحریک می کند. کسی که از رنگ قرمز بدش بیاید، افسردگی داشته و مشکلات جسمی و جنسی دارد.
رنگ زرد: جزو رنگ های شاد و گرم است. اشتها را تحریک کرده و ذهن را نیز تحریک می کند. برای تقویت حافظه نیز مناسب است. کسی که از رنگ زرد خوشش می آید، به دنبال مدهای جدید و چیزهای نو است. کسی که از رنگ زرد بدش می آید، ناامید بوده و احساس افسردگی و پوچی داشته و غم و غصه و ناراحتی دارد. برخلاف تصور عوام، رنگ زرد رنگ تنفر نیست.
رنگ بنفش: کسی که علاقمند به رنگ بنفش مرده است، در رؤیای همراه با نومیدی زندگی می کند. چنین فردی به دنبال کسی می گردد که سنگ صبور و محرم اسرارش باشد. رنگ بنفش روشن، رنگ شاعرانه و عارفانه است. کسی که از این رنگ بدش بیاید، آرامش ندارد.
رنگ قهوه ای: رنگ قهوه ای شکلاتی را خانم ها بیشتر می پسندند. رنگ قهوه ای مرده را کسانی دوست دارند که مشکلات به ویژه مشکلات ذهنی و جسمی دارند. کسی که از این رنگ بدش بیاید، دارای استقلال رأی بوده و پشتکاری است.
رنگ سیاه: این رنگ غم و ناراحتی را نشان می دهد. کسی که به این رنگ علاقه دارد، غم را برای خودش انتخاب کرده ولی چنین فردی قابل اعتماد می باشد. کسی که از رنگ سیاه تنفر دارد، روحیه قوی و بانشاط داشته و به دنبال پیشرفت است و نسبت به مسائل دیدگاه مثبت دارد.
رنگ خاکستری: رنگ خاکستری روشن مشابه نقره ای، رنگ خوبی بوده و نشان دهنده جدیت و اراده و فکر قوی است. کسیکه از رنگ خاکستری تیره خوشش می آید، احساس ناامیدی و تضییع حق می کند. فردی که از رنگ خاکستری خوشش نمی آید، فرد کنجکاوی است و مسائل را دقیق بررسی می کند.
توجه داشته باشید کسانی که در بیرون از منزل از رنگ های تیره استفاده می کنند (مانند خانم ها)، بایستی در منزل از تنوع رنگ ها استفاده کنند و گرنه به رنگ تیره عادت کرده و تأثیر منفی بر روی روحیه شان گذاشته می شود. در سال ۲۰۰۱ ، سازمان ملل متحد سختی کارها را بررسی کرده و با عنایت به این که برخی کارها از جمله استخراج معدن، کارهای پلیسی و معلمی را در زمره کارهای سخت به شمار آورده، خانه داری را نیز در زمره کارهای سخت محسوب کرده است. معمولاً در کشور ما نیز معدنچیان را با ۱۵ سال سابقه بازنشسته می کنند یعنی هر سال کاری را برایشان معادل دو سال حساب می کنند. حتی کار خانه را سخت تر از کار معدن قلمداد کرده اند، چرا که کاری است که به روحیه لطیف نیاز دارد در حالی که کار معدن روحیه خشن می خواهد. شاید برخی گمان کنند که تحقیقات سازمان ملل متحد در رابطه با زنان روستایی بوده و زنان شهری را با وجود امکاناتی که دارند، شامل نمی شود، ولی چنین نبوده و با تمام امکانات باز هم کار خانم ها سخت است. خانم هایی که هم شاغل بوده و هم خانه دار هستند، زحمت زیادی بر دوششان بوده و شوهرانشان باید آنها را خیلی درک کنند.

قیافه شناسی:

مشخصه حالت فرد خصوصیات
فرد به طور چپه بر روی صندلی نشسته و با یک دست بازوی دست دیگرش را گرفته به ظاهر می خواهد نشان دهد که خودمانی است ولی در اصل تسلط و تحکم خودش را می خواهد در جمع اعمال کند
دست ها بر روی سینه و به هم قفل شده است در صورتی که دست ها بازوان را گرفته باشد، حالت تدافعی و مقاومت در برابر موضوع یا مسئله ای را نشان می دهد. در غیر این صورت، چیز خاصی را نشان نمی دهد
صورت را به مشت خود تکیه داده و انگشت سبابه را کنار چشم خود نگه داشته است در حال ارزیابی مسئله ای است. اگر سر خود را بالا بگیرد و یا عقب بگیرد، نسبت به مسئله بدبین است
چانه خود را با دست گرفته در حال قضاوت پیرامون مسئله ای است
کسی که گوشه سبیل خود را می گیرد در حال قضاوت پیرامون مسئله ای است
بر روی صندلی نشسته و پای خود را بر روی دسته صندلی گذاشته است اگر در جمع باشد، نسبت به احساسات دیگران بی تفاوت است و اگر فرد در تنهایی این کار را انجام دهد، چیز خاصی را نشان داده و فقط می خواهد استراحت کند.
در حال قدم زدن و دست خود را پشت گردنش گذاشته کلافه شده و مخالف با موضوعی است
نشسته و پای خود را بر روی پای دیگر جمع نموده و حالت متفکرانه دارد نگرانی و اضطراب را نشان می دهد. در چنین حالتی از مدیر خود درخواستی نکنید
ایستاده و دست های خود را به صورت باز بر روی سینه گذاشته خلوص نیت، صداقت، بی غل و غشی
نشسته و دست های خود را محکم به هم قفل کرده است حالت نگرانی تحت تنش و فشار را نشان می دهد
نشسته بر روی صندلی و انگشتان دست ها را باز و آرام در کنار هم گذاشته حالت اطمینان به خودش و صحبت ها و کارش دارد. هر چه دست بالاتر باشد، اطمینان بیشتری دارد
انگشتان دست خود را باز کرده و صورتش را به دستش تکیه داده حالت ندامت و پشیمانی و خستگی را نشان می دهد
با دو انگشت دست، لاله گوش خود را گرفته به معنی قطع کردن کلام است و از صحبت های شما خسته شده است.
گاز گرفتن لب به معنی قطع کردن کلام است و از صحبت های شما خسته شده است.
دسته های صندلی را محکم گرفته و پاها را روی هم انداخته است تحت تنش و فشار است. استرس و اضطراب دارد.
نشسته و انگشت های دو دست را داخل هم کرده است حالت آرامش و اطمینان را نشان می دهد
در حال قدم زدن دست ها را در پشت سر قفل کرده است معمولاً افراد مسن دست خود را به این صورت می گیرند. در صورتی که فردی در حالت عادی و بدون عادت، دست خود را به این صورت قفل کند، به معنای عصبانیت است
فردی که در جمع به صورت ایستاده دست های خود را روی میز گذاشته می خواهد تسلط خودش را اعمال کند
با انگشت خود بازوی فرد کناری اش را گرفته به معنی قطع کلام، تجدید قوت و اطمینان است
انگشتان دست خود را به صورت باز و مقابل صورت به هم وصل کرده اطمینان به خود و صحبت هایش دارد. اگر دست ها را خیلی بالا بگیرد، نشان از غرور و تکبر است
دسته عینک خود را متفکرانه در گوشه لب خود قرار داده می خواهد از مخاطب اطلاعات دریافت نماید
دسته های عینک را محکم گرفته و انگشت شست را در گوشه لب قرار داده حالت متکبرانه و بازارمآبانه دارد. می خواهد بگوید : همینه که هست
در حال قدم زدن و دست ها کنار کمر اهل راه پیمایی بوده و پرانرژی و فعال است
افراد نشسته و دست ها و پاهای خود را قفل کرده و یا دست های خود را بر روی سینه گذاشته اند خستگی جمع از سخنان سخنران را نشان می دهد. باید سخنران در چنین وضعیتی، یک تغییری در گفتار خود ایجاد نماید
دست خود را کنار بینی خود گذاشته است نسبت به مسئله ای تردید دارد، یا دروغ می گوید و یا می خواهد از زیر مسئله ای در رود
نشسته بر روی صندلی و به سمت جلو خم شده آمادگی شخص را نشان می دهد
ایستاده و دست ها را روی کمر گذاشته اگر شست به سمت جلو باشد، کمر درد داشته و گرنه نشان دهنده آمادگی شخص است
با انگشت پلک خود را خارش می دهد خسته شده و نمی خواهد ببیند
با انگشت زیر گوش خود را خارش می دهد مطلبی را فراموش کرده و در حال یادآوری آن است
دست خود را در برابر فرد مقابل بلند کرده حالت تهاجمی و تدافعی را نشان می دهد
دو خانم دستهای خود را در دست هم گرفته اند اظهار همدردی خانم های اروپایی و آمریکایی
شست دست زیر چانه و انگشت سبابه را روی لب گذاشته در حال تجزیه و تحلیل مسئله ای است. اگر به سمت جلو برود نسبت به مسئله خوشبین است و اگر سر خود را به سمت بالا حرکت دهد، نسبت به مسئله بدبین است
با مشت های گره کرده، دست های خود را روی سینه جمع کرده حالت تدافعی و تهاجمی را نشان می دهد
دست های خود را به صورت باز و با فاصله نگهداشته است بی غل و غشی را نشان می دهد که بیشتر در مردم روستا مشاهده می شود
دست های خود را در جیب گذاشته و با قدم های شل راه می رود سرخورده، افسرده و پنهانکار
نشسته بر روی مبل و دست ها را پشت سر خود قفل کرده در جمع نشان دهنده غرور و تکبر و فضل فروشی است. در تنهایی نشاندهنده استراحت کردن فرد است
با دست گردن خود را خارش می دهد از یک مسئله ای خشمگین و ناراحت است
انگشتان دست را میان هم قرار داده و چانه خود را روی دستهایش قرار داده در حال گوش دادن به صحبت های کسی است که قبولش ندارد
با یک دست مچ دست دیگر را به آرامی گرفته توقع و انتظار همراه با امید را نشان می دهد
انگشتان دست را باز کرده و آنها را بر روی لبش گذاشته یا مطلبی از ذهنش رفته، یا از موضوعی حیرت و تعجب کرده و یا نمی خواهد چیزی را بر زبان آورد
از بالای عینک به چیزی نگاه می کند مطلب خاصی را نشان نمی دهد. وقتی فرد از بالای عینک نگاه می کند، می خواهد بفهمد فرد مقابل چه می گوید. بهتر است عینکی ها اینطور نگاه نکنند، چون سبب ایجاد احساس منفی در فرد مقابل می شوند
دست های خود را بر روی هم گذاشته و لب خود را به دست هایش نزدیک کرده خیلی چیزها در ذهن داشته و صحبت های ناگفته زیاد دارد ولی نمی خواهد بگوید.
اگر در جمعی صحبت می کنید و فردی زانوانش را می مالد مجذوب شما شده است
کشیدن سیگار و فرستادن دود آن به سمت بالا نشان دهنده خوشبینی و بلندپروازی است
کشیدن سیگار و فرستادن دود آن به سمت پایین نشان دهنده افسردگی و دید منفی است

نفوذ، تأثیر گذاری و ایجاد صمیمیت: مطالبی که در زیر عنوان می شود بسیار مهم است. در اینجا می خواهیم یاد بگیریم که به چه صورت با دوستان، همکاران، فرزندان و مدیرمان ارتباط برقرار کنیم تا صمیمیت روز به روز بیشتر شود. بارها احساس کرده ایم که افرادی به دلمان می نشینند در حالی که هیچ کاری برایمان نکرده اند و بر عکس بارها شده که از افرادی بدمان می آید در حالی که هیچ ضرری از آنها متوجه ما نشده است.
سه عامل در تأثیرگذاری مهم هستند :

۱. کلام جسم (زبان تن)
۲. فن بیان
۳. معلومات و اطلاعات

a) کلام جسم (زبان تن): یعنی حالات و حرکاتی که به صورت ناخودآگاه یا آگاهانه انجام می دهیم. برخی اوقات از حالات یک فردی خوشمان می آید، به این موضوع کلام جسم گویند. یک سری عوامل به شرح زیر روی کلام جسم اثر می گذارد :
۱. زیبایی: بشر ذاتاً به دنبال زیبایی است. هر چه که دارد اعم از لباس، ماشین و … دوست دارد زیباترین باشد. منظور از زیبایی چیست و چه کنیم که زیبا باشیم؟

عواملی که باعث زیبایی می شوند، عبارتند از :
الف) 
برای خودمان ارزش قایل شویم و به ظاهر خود برسیم، چون اشرف مخلوقات و تجلی کائنات هستیم. خودمان را تحویل بگیریم. این موضوع تأثیر مثبت بر روی روحیه ما می گذارد. بارها پیش آمده که با ظاهر ژولیده در ارتباطات خود، ضعیف ظاهر شده ایم.
ب) تغذیه درست و ورزش: بعضی ها برنامه درستی برای غذا ندارند و این بی نظمی در غذا تأثیر منفی بر روی ظاهر می گذارد. باید صبحانه، ناهار و شام به موقع صرف شود. دو عامل باعث افسردگی می شود که عبارتند از : کم تحرکی و تجمع افکار منفی. کسانی که ساکن نشسته و در فکر فرو می روند، استعداد غم و غصه دارند. ورزش تأثیر مثبت بر روی روحیه می گذارد و نیز بر روی ظاهر و کلام جسم اثر می گذارد. همچنین مورد دیگری که باعث زیبایی می شود، ماسک های زیبایی است مثل پوست خیار، لیمو، هلو و توت فرنگی. پس از شستن دست ها و صورت، لیمو را نصف کرده و به دستها بمالید. پس از اصلاح صورت، لیمو را به صورت بمالید تا صورت را شاداب نگهدارد. لیمو ترش در این زمینه از لیمو شیرین بهتر است. برای طراوت پوست، آب به مقدار کم و در فواصل کم بنوشیم. توصیه می شود کسانی که در شهرهای آلوده زندگی می کنند، زود به زود صورت و دست های خود را بشویند مخصوصاً شب ها قبل از خواب.
پ) و اما مهمترین عامل زیبایی چیست؟ توجه داشته باشید که لباس و هماهنگی رنگ ها در زیبایی مهم است ولی مهم تر از همه این ها، زیبایی درون است. بارها پیش آمده که از کسی بدمان آمده ولی پس از دیدن و صحبت با او، از وی خوشمان آمده. برای نمونه برخی از اساتید در نگاه اول ممکن است زیبا به نظر نرسند ولی چون زیبایی درون دارند، برای همه جذاب هستند.
حالات و حرکات غیر کلامی – حالات زیر را در جلوی آینه انجام دهید:
I) تعجب: مثلاً اگر شنیدیم کسی در اتوبان تصادف کرده، چهره ای به خود بگیریم که نشان از تعجب باشد. چون معمولاً در اتوبان تصادف کمتر صورت می گیرد.
II) حساسیت: مثلاً چگونه به دود سیگار حساسیت نشان دهیم و حالتی به خود بگیریم که نشان دهنده تنفر از سیگار است.
III) قدرت: خود را قوی و با قدرت ببینیم.
IV) خوشبختی: خود را خوشبخت احساس کنیم.
V) غم: وقتی با کسی احساس همدردی می کنیم، باید غم در چهره خود داشته باشیم تا احساس صمیمیت ایجاد شود.
VI) عصبانیت: در زمان عصبانیت چهره ای به خود بگیریم که نشان دهد عصبانی شده ایم.
VII) جدیت: قیافه جدی به خود بگیریم.
VIII) دوست داشتن: با چهره خود به مخاطب نشان دهیم که او را دوست داریم.
۲. پاک شدن از درون: حسادت، کینه و تنفر ایجاد می کند و باید تبدیل به غبطه شود زیرا غبطه باعث رقابت می شود.
۳. مثبت اندیشی: منظور از مثبت اندیشی، خوشبینی نیست. بلکه منظور منطقی اندیشیدن و توجه کردن به جنبه های مثبت است. اگر مشکلی پیش می آید، ۱۰% به مشکل و ۹۰% به چاره مشکل فکر کنیم. مثبت اندیشی راه های زیادی دارد از جمله :
• شرکت در جلسات خوب
• مطالعه کتب و نشریات خوب
• با افراد خوب در ارتباط بودن
• روزه فکری بگیریم : از هر نوع اندیشه منفی دوری کنیم. برای این روزه فکری، زمان تعیین کرده اند که تجربه شده که در سه هفته هر عادتی را می توان جایگزین کرد یعنی هر فکر بد که آمد آن را خارج کنید. اگر ۲۱ روز اجرا شود، تحول ایجاد می شود.
۴. دوستان مثبت و قدرتمند انتخاب کنید: از دوستان منفی فاصله بگیرید یا بر آنها تأثیر بگذارید. اگر با فرد منفی روبرو می شوید، حرفهایش را جدی نگیرید. از یک گوش بشنوید و از گوش دیگر شنیده ها را بیرون بفرستید.
۵. اعتقاد و ایمان: کسانی که ایمان و اعتقاد قوی دارند، در برابر سختی ها و مشکلات مقاوم هستند. خداوند منبع انرژی بوده و پشتیبان ماست. اگر به این مرحله برسیم، با ایمان و اعتقاد قوی هیچ مشکلی برایمان پیش نمی آید. توجه کنید که اگر مثلاً یک فرد عالی مقام با ما دوست باشد و برای انجام کاری به اداره ای مراجعه کنیم، قطعاً رئیس آن اداره مشکل را به سرعت حل خواهد کرد. حال تصور کنید اگر خدا پارتی ما باشد، چه می شود؟! او از رگ گردن به ما نزدیکتر است و بشری قائم مقام خداست که به صفات خدا آراسته باشد. بنابراین نماز و عبادت به درگاه خداوند بایستی با اعتقاد توأم باشد.
تأثیرگذاری از طریق NLP یا Neuro Linguistic Programming : افراد از نظر کیفیت حسی به سه دسته تقسیم می شوند که عبارتند از :
۱. بصری
۲. سمعی
۳. لمسی
البته همه افراد این سه حالت را دارند ولی یک حس در همه از دو حس دیگر قوی تر است.
افراد بصری: افرادی که بصری هستند، به چیزهایی که می بینند اهمیت می دهند. به ظاهر توجه کرده و بیشتر چیزهایی را که دیدند بیان می کنند. بصری ها هیجانی هستند. دست تکان می دهند. به افراد بصری کادو بدهید. اگر همسرتان بصری است، به مناسبت های مختلف به او کادو بدهید. اگر فرزندتان بصری است، به او مداد، کتاب، دفتر و … بدهید. با بصری ها زیاد صحبت نکنید و اصل مطلب را بیان کنید مگر این که مطالب زیاد را همراه با بیان تصاویر بگویید.
افراد سمعی: افرادی که سمعی هستند، آهسته تر صحبت کرده و روی کلمات طرف مقابل دقت می کنند. در این گونه افراد، تشویق کلامی بیش از کادو اثر گذار است. خیلی از اولیاء بچه خود را بزرگ کرده ولی نمی دانند بچه آنها سمعی بوده و با گفتن یک “آفرین ” یا “بارک ا…” بیش از کادو بر او اثر می گذارند. در صورتی که فرزندتان یا همسرتان سمعی است، به وی بگویید : “تقدیم به همسرم (یا فرزندم) که می داند موفق می شود”
افراد لمسی: افراد لمسی ملایم تر هستند. با لمسی ها دقت کنید چگونه رفتار نمایید. آنها را به کنسرت موسیقی دعوت کنید. افراد لمسی از دوش آب گرم، سونا و استخر لذت می برند. افراد لمسی را در آغوش بکشید. معمولاً افراد لمسی تعدادشان کم است.
یک مثال: فرض کنید افرادی از سه گروه فوق برای دیدن قله دماوند، عازم آن منطقه می شوند. پس از بازگشت، فرد بصری از زیبایی قله صحبت کرده ، فرد سمعی از صدای موسیقی و آواز پرندگان و صدای آبشار سخن به میان آورده و فرد لمسی در باره آب و هوا و گرمی یا سردی آن اظهار نظر می نماید.
b). فن بیان: فن بیان در تأثیرگذاری مهم است. کسانی که بیان قوی دارند، تأثیر مثبت می گذارند. عوامل موثر در فن بیان عبارتند از :
• آگاهی و اطلاعات در باره موضوع مورد بحث: در باره موضوعی که صحبت می کنیم باید اطلاعات داشته باشیم. البته اطلاعات به تنهایی کافی نیست. برخی اوقات دیده شده که یک فوق دیپلم ریاضی از دکترای ریاضی موفق تر است. اطلاعات ۷% بوده و ۹۳% موارد دیگر می باشد.
• لحن و طنین: کسی که از اول تا آخر یکنواخت صحبت کند، مطالبش خسته کننده می شود. در سخن گفتن بعضی اوقات باید جدی و برخی وقت ها بایستی آهسته صحبت کرد. رعایت این موضوع ۳۸% تأثیر می گذارد.
• حرکات: از همه مهمتر حرکات است که ۵۵% تأثیرگذاری را تشکیل می دهد. کسانی که ساکن در یک جا می نشینند و تکان نمی خورند، تأثیرگذاریشان کم می شود. باید حرکات هماهنگ با گفتار داشته باشیم. البته توجه داشته باشید که حرکات اضافه، باعث تأثیر کم می شوند.
c). معلومات و اطلاعات: معلومات و اطلاعات باعث جذابیت و تأثیر می شود. جذابیت با زیبایی فرق دارد. برخی زیبا هستند و جذاب نیستند و بالعکس. برخی هم جذاب هستند و هم زیبا. برخی نه جذاب هستند و نه زیبا که بایستی با انجام تکنیک هایی، خود را تغییر دهند.
سکوت خلاء ایجاد کرده و باعث جذب می شود، مثلاً در جمع همه حرف می زنند و یک نفر ساکت است و سپس حرف می زند. او باعث جذب دیگران می شود. اعتماد به نفس باعث جذابیت می شود. کنترل امیال غریزی در جذابیت اثر دارد. افراط در امیال غریزی جذابیت را کم می کند. بوی خوش باعث جذابیت شده و به همان اندازه بوی بد فاصله ایجاد می کند. بنابراین از عطر و اودکلن ملایم استفاده کنید. خیلی از زندگی ها به خاطر بوی بد بدن و دهان از هم پاشیده است. دیل کارنگی می گوید : “من خامه و توت فرنگی را خیلی دوست دارم ولی موقع ماهیگیری از کرم خاکی استفاده می کنم”. منظور این است که موقع صحبت با دیگران از چیزی که طرف مقابل خوشش می آید، استفاده کنید. توجه داشته باشید که این به معنی صمیمیت است نه تظاهر. دو نکته را همیشه در ذهن خود در نظر آورید :
• من همه را دوست دارم و همه هم مرا دوست دارند.
• من برای همه خوب فکر می کنم و همه هم در مورد من خوب فکر می کنند.
همیشه بایستی خصوصیات خوب دیگران را ببینیم و به آنها توجه کنیم.
استاد در این هنگام به عنوان کلام آخر می گویند :
کلاس حس برتر در اینجا تمام می شود ولی کار شما تازه شروع شده و باید عمل کنید. علم به تنهایی کافی نیست و عمل هم باید همراه آن باشد. اگر سوالی داشتید می توانید با شماره تلفن های زیر (تهران – موسسه ذهن برتر) با ما تماس بگیرید: ۲۲۵۹۳۴۱ و ۲۲۷۳۵۲۱
جلسه پنجم و پایانی “تکنیک برتر” ، شنبه ۷/۳/۸۴

در ابتدای جلسه استاد از همه دانشجویان می خواهد که سیستم ۸ مرحله ای مطالعه را بر روی کتابی که با خود آورده اند پیاده کنند. ناگفته نماند که من در منزل دو کتاب به نام های “کلید تندرستی یا Key to Health” اثر : مهاتما گاندی و “قهرمانان جاویدان، زندگی نامه مخترعان و دانشمندان” اثر : شهباز آزادمهر را مطالعه کرده و پس از طی مراحل ۸ گانه جلسه قبل، سه الگوی یادآوری تهیه و رنگ آمیزی نمودم و در این جلسه تحویل استاد دکتر سیدا دادم. برای این جلسه کتابی به نام “پیشگامان علم و اکتشاف، ادوارد جنر، واکسیناسیون” اثر : ا.جی. هاردینگ رینز را همراه داشتم. مرحله ۱ (بررسی اجمالی کل کتاب) و مرحله ۲(بررسی اولیه یک فصل یا یک قسمت از کتاب) را انجام داده و وارد مرحله ۳ (سوال گذاری) شدیم. در این مرحله چند سوال کلی را به شرح زیر نوشتم:
• ادوارد جنر که بود؟
• آیا واکسن آبله را وی کشف کرد؟
• چگونه مبادرت به کشف واکسن آبله کرد؟
• آیا هم اینک در جهان آبله وجود دارد؟
• مراحل اکتشاف وی چه بود؟
• آیا در مسیر کشف آبله با مشکلاتی روبرو شد؟
• آیا همکاری لازم با او صورت گرفت؟
سپس مرحله ۴ (خواندن) را انجام داده و بخش اندکی از کتاب فوق را خوانده و نکاتی کلیدی را به شرح زیر یادداشت کردم :
قرن ۱۳ – وحشت – مرگ – گسترش آبله – طاعون – ادوارد جنر – گوستاوشایر – مبتلا به آبله گاوی – مصون از آبله – مخالفت – اعضای سلطنتی – لندن – ۲۰۰ سال – جهان علم – مدیون جنر
پس از آن مرحله ۵ (بازنگری) را انجام دادم. می دانید که در این مرحله بایستی با نگاه بر کلمات کلیدی، جملات در ذهن تداعی شوند. باید توجه کرد که اگر در این مرحله جملات را یادآوری نکردیم، به این معنی است که نکات کلیدی را یادداشت نکرده ایم. سپس مرحله ۶ (الگوی یادآوری) را رسم کرده و پس از انجام مرحله ۷ (تفکر و امتحان) الگو را در ذهن مجسم کردم و سعی کردم که الگویی مشابه را از حفظ بکشم. سپس وارد مرحله ۸ (مرور) شده و بنا به راهنمایی استاد، الگو را برای فرد کناری ام تعریف نمودم.
استاد مجدداً از دانشجویان خواستند که بخش دیگری از کتاب را خوانده و ضمن یادداشت کردن نکات کلیدی، سرعت خود را با توجه به زمان داده شده حساب کنند. جالب اینجاست که سرعت من در روز اول برابر ۱۸۷ بود و امروز (روز آخر) برابر ۴۳۲ شده بود (یعنی بیش از ۲برابر).
پس از تمرین فوق استاد اشاره نمودند که افزایش سرعت کافی نیست بلکه باید با تمرینات زیاد بر میزان درک نیز افزوده شود. در اینجا استاد به تشریح مرحله ۸ می پردازند و اضافه می کنند که برای فراموش نکردن مطالب باید مرحله ۸ را به شرح زیر مرور کنیم.
مراحل مرور:
۱. مرور بلافاصله
 (این مرور تا ۲۴ ساعت دوام دارد و پس از آن قسمتی از مطالب فراموش می شود)
۲. مرور ۲۴ ساعت بعد (این مرور تا یک هفته الی ۱۰ روز دوام دارد و پس از آن قسمتی از مطالب فراموش می شود)
۳. مرور یک هفته بعد (این مرور تا یک ماه دوام دارد و پس از آن مقدار کمی از مطالب فراموش می شود)
۴. مرور یک ماه بعد (این مرور تا ۴ ماه بعد دوام دارد و پس از آن مقدار جزئی از مطالب فراموش می شود)
۵. مرور ۴ ماه بعد (این مرور تا مدت طولانی حتی چندین سال در حافظه می ماند)
مثلاً اگر مرور بلافاصله را امروز (۷/۳/۸۴) انجام دهیم، مرورهای دیگر به شرح ذیل خواهند بود :
۱. مرور بلافاصله : ۷/۳/۸۲
۲. مرور ۲۴ ساعت بعد : ۸/۳/۸۴
۳. مرور یک هفته بعد : ۱۵/۳/۸۴
۴. مرور یک ماه بعد : ۱۵/۴/۸۴
۵. مرور ۴ ماه بعد : ۱۵/۸/۸۴
ممکن است این سوال برایتان پیش بیاید که ما ممکن است ۲۰ کتاب بخوانیم و برای هر کتاب ۲۰ طرح تهیه کنیم، آنگاه ۴۰۰ طرح داریم و چگونه این طرح ها یادمان بیاید؟
پاسخ این است که کلاسوری تهیه کرده و هر روز قبل از شروع درس آن روز، طرح ها را نگاه می کنیم و چون جلو هر طرح و به تعداد مرورهای پنجگانه ، علامت مربع گذاشته ایم با آن می توانیم پس از مرور در مربع علامت ضربدر بگذاریم. بدین گونه شاید برای مرور، در یک روز ۱۰ طرح و در روز دیگر ۲ طرح را مرور کنیم و در یک روز دیگر هیچ طرحی برای مرور نداشته باشیم. با توجه به مثال بالا در مورد تاریخهای مرور، اگر در تاریخ ۱۵/۷/۸۴ امتحان داشتید، نیاز به مرور نیست ولی اگر می ترسید یک مرور بکنید. باید تلاش کنیم که در همان تاریخ ها مرور کنیم و گرنه با اشکال روبرو می شویم. چنانچه مشکل حادی برایمان پیش آمد، به یک مرحله مرور قبل برمی گردیم. یکی از مواردی که اخیراً رایج شده، استفاده از G5 است که با گذاشتن فیش در خانه های تعبیه شده صورت می گیرد. اشکال G5 این است که تاریخ ندارد.
زبان انگلیسی: برخی گمان می کنند که یادگیری کامل زبان انگلیسی ضرورت ندارد و با زبان اشاره می توان احتیاجات را رفع کرد. زبان اشاره همیشه خوب نیست زیرا ممکن است در ذهن فرد مقابل موضوع دیگری را تداعی کند و سبب مشاجره و زد و خورد شود که خود شخصاً شاهد موردی اینچنینی بوده ام. بنابراین بایستی نسبت به یادگیری زبان های خارجی به ویژه انگلیسی جداً اهتمام کنیم.
هنگام خواندن متون انگلیسی چنانچه به لغتی رسیدید، سریعاً به Dictionary مراجعه نکرده بلکه سعی کنید از معنی کلمات قبل و بعد، معنی آن را تشخیص دهید. با دیدن واژه book تصویر کتاب را در ذهن مجسم کنید. لغت را باید در جمله به کار ببرید و سپس تصاویر جملات را ببینید.
زبان های خارجی:
۱. لغات و کلمات:
 به هنگام رویارویی با یک لغت جدید در یک متن یا یک گفتگو، بهترین عمل آن است که ابتدا سعی کنید معنی لغت را حدس بزنید. این کار را با توجه به معنی و مفهوم جمله و جملات قبل و بعد از آن انجام دهید. چنانچه مشغول مطالعه یک متن هستید، ابتدا تمام متن را تا انتها بخوانید تا مفهوم و منظور اصلی متن را دریابید و سپس به سراغ لغاتی بروید که معنی آنها را نمی دانید. برای تکرار لغات از تجسم تصویر آنها استفاده کنید. برای مثال به جای این که چندین بار بگویید book به معنی کتاب است، یک بار کلمه book را تکرار کرده و همزمان تصویر یک کتاب را در ذهن خود مجسم کنید. لغت را حتماً در جمله یا عبارتی جای دهید. با لغات جدیدی که یاد می گیرید، جمله بسازید و بعد تصاویر آن عبارات را در ذهن مشخص کرده و به خاطر بسپارید. این کار را همان طور انجام دهید که یک دانش آموز سال اول دبستان با لغات جدیدی که یاد می گیرد، انجام می دهد.
۲. املای لغات: دو روش برای یادگیری املای لغات وجود دارد :
الف) املای لغات را یک بار بر روی کاغذ نوشته و یک بار در ذهن خود بنویسید.
ب) لیستی از لغاتی را که در املای آنها اشکال دارید، تهیه کنید و در جایی مثل روی میز کار، قفسه کتابخانه و … در معرض دید قرار دهید. در جایی که اشکال دارید، زیرش با رنگ دیگری خط بکشید یا قسمت اشکال را با رنگ دیگری بنویسید. برای نمونه اگر در املای واژه  bear اشکال دارید، آن را به یکی از دو صورت زیر بنویسید:
Bear و یا Bear
یادگیری املای لغات:
• لغاتی را که اشکال دارید یک مرتبه بر روی کاغذ نوشته و یک مرتبه در ذهن خود مجسم کنید.
• فهرست کوتاهی از لغاتی را که املای آنها را فراموش می کنید، تهیه کرده و آنها را  تمرین کنید.

مطالب فوق، یادداشت های اینجانب از همایش و کلاس های آموزشی سودمند استاد دکتر محمد سیدا در بیرجند بود. بدون شک حضور در همایش ها و کلاس های ایشان بسیار مفیدتر از یادداشت های مذکور بوده و خواندن این یادداشتها صرفاً برای معرفی استاد به هموطنانی است که هنوز با ایشان آشنا نشده و از محضر ایشان کسب فیض ننموده اند. از این رو پیشنهاد می کنم خوانندگان عزیز حتماً در کلاس ها و دوره های آموزشی ایشان که به تناوب در شهرهای مختلف و به ویژه در تهران برگزار می شود، شرکت فرمایند و به این مطالب بسیار اندک اینجانب به هیچ وجه اکتفا ننمایند.

پایان

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *