management-logo

سومین کنفرانس بین المللی مدیریت

سومین کنفرانس بین المللی مدیریت (IMC 2005)
(Third International Management Conference)
تهران – ۲۹ آذر تا ۱ دی ماه ۱۳۸۴

تهیه کننده : تقی وحیدی

taghivahidi@yahoo.com

(دی ماه ۱۳۸۴)

۱. افتتاحیه کنفرانس :

در روز سه شنبه مورخ ۲۹ آذر ۱۳۸۴ ، کنفرانس بین المللی مدیریت با عنوان استراتژی اثربخش و ضرورت پیشگامی در عرصه رقابت پس از تلاوت آیاتی از قرآن و پخش سرود ملی کشور رسماً آغاز به کار کرد.

سخنرانان مراسم افتتاحیه عمدتاً از “دانشگاه صنعتی شریف”، “انجمن علوم مدیریت”، “گروه پژوهشی صنعتی آریانا” و “سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران” بوده که پیرامون محورهای زیر سخن گفتند:
 اهمیت مدیریت و اقتصاد
• ویژگی دوره MBA به عنوان رشته ای که بیشتر دانشجویان آن را مهندسان تشکیل می دهند
• ضرورت تبادل تجربیات، تکنیک ها و دستاوردهای مدیریتی در سازمان ها
• بیان سیاست کلی کنفرانس به صورت “توسعه و تعمیق فعالیت های پژوهشی در بین سازمان ها”
 ارایه محورهای تخصصی کنفرانس از قبیل کیفیت، ایمنی، بهره وری، رهبری، و مدیریت تحول
 استراتژی رقابتی با توجه به جهانی شدن اقتصاد و اقدامات مناسب برای رقابت در بازار
 چالش های فراروی صنایع داخلی    

سپس سخنرانی جناب آقای پروفسور کامران کاشانی از دانشگاه IMD سوئیس تحت عنوان “Commoditization Forces of Change and Counter Strategies” به زبان انگلیسی ایراد گردید که محور سخنرانی ایشان بر پایه توسعه مدیریت از طریق فرآیند تغییر دیدگاه های فردی و تمرکز بر خواسته های مشتری و ارزش نهادن به کار تولید کنندگان و روابط مناسب با عرضه کنندگان قرار داشت.

سخنران بعدی جناب آقای پروفسور Alexander Roberts از دانشکده بازرگانی ادینبرگ انگلستان بود که به زبان انگلیسی و تحت عنوان”The way forward Strategies Focus Engineering” مطرح شده و در آن نامبرده به بحث در رابطه با منابع طبیعی و استفاده بهینه از آنها به عنوان راهکاری در تولیدات مهندسی و بازار رقابت جهانی پرداختند.

پس از آن جناب آقای پروفسور م. یمین از دانشگاه منچستر انگلستان به ایراد سخنانی در باره “The Changing Strategy and Structure of Multinational Enterprises” پرداخته و استراتژی تغییر و ساختار شرکت های چند ملیتی و سیکل پیشرفت آنها را از آغاز شکل گیری تا عرصه رقابت داخلی عنوان نموده و به دنبال آن چگونگی فعالیت در بازارهای بین المللی را به اختصار مطرح نمودند.

سپس ویدئو کنفرانسی به رسم معمول کنفرانس های گذشته از طریق اینترنت با آقای پروفسور John Sterman از دانشگاه MIT آمریکا برقرار شده و مطالبی پیرامون تصمیم گیری های مدیریتی و راه حل های مواجهه با مشکلات مقطعی تحت عنوان Open-loop Problem Solving مطرح گردید. پروفسور John Sterman در مطالب خود به تصمیم گیری مناسب با توجه به اهداف سازمان (Goals)، محیط داخلی و بیرونی (Environment)، اهداف سایر ارگان ها (Goals of other Agents) و عملکرد دیگران (Actions of Others) و اثرات جانبی (Side Effects) دخیل در نیل به اهداف اشاره نموده و تصریح کردند که برای تصمیم گیری مناسب، شناسایی عوامل مذکور ضروری به نظر می رسد.

۲. ادامه کنفرانس :

در روزهای چهارشنبه ۳۰ آذر و پنج شنبه یکم دی ماه ۱۳۸۴، کارگاه های آموزشی و مقالاتی در رابطه با مباحث متنوع مدیریتی عنوان گردید که ذیلاً به آنها اشاره شده است:

۱-۲. کارگاه آموزشی پروفسور کامران کاشانی:

kashani

کارگاه مذکور توسط پروفسور کامران کاشانی (سخنران چهارم افتتاحیه کنفرانس) استاد دانشگاه IMD سوئیس تحت عنوان “مقدمه ای بر دانشگاه IMD” برگزار گردید:
Introduction to International Institute for Management Development –  IMD

ایشان ابتدا به نمایش فیلمی در باره مؤسسه بین المللی توسعه مدیریت (IMD) مستقر در شهر لوزان سوئیس پرداخته و اشاره کرد که مؤسسه فوق با این که در کشور کوچک و کم جمعیت سوئیس واقع شده ولی بسیاری از دانشجویانش از ملیت های مختلف هستند و در آنجا تعداد اندکی دانشجوی ایرانی نیز مشغول به تحصیل می باشند. در واقع مؤسسه یاد شده مکانی جهانی برای گردهمایی و یا به بیان دیگر The global meeting place می باشد. نامبرده با اشاره به این که دانشجویان توانایی های خود را بر اساس الگوهای مؤسسه فوق افزایش داده و به عبارتی با الگوها inspire می شوند، افزودند که میزان برگشت سرمایه سالانه (Turn-over) مؤسسه مزبور برابر ۷۰ میلیون دلار است که این رقم خالص بوده و شامل سوبسید و بدهی نمی شود. ایشان اضافه کردند که مؤسسه یاد شده ۲۵۰ نفر پرسنل داشته و با این که در سوئیس با جمعیت ۷ میلیون نفر واقع شده از شهرت جهانی برخوردار می باشد و متقاضیان در صورتی که واجد شرایط باشند از تمام نقاط دنیا می توانند به مؤسسه فوق راه یافته و ادامه تحصیل دهند. به عبارت دیگر مؤسسه  مزبور  Open-enrolment (پذیرش عضویت به طور آزاد) است. وی در ادامه به تشریح استراتژی های مؤسسه IMD پرداخته و نیز به توصیف دوره های مربوط به مدیریت اعم از MBA ، DBA و دیگر رشته های مرتبط پرداختند (MBA فوق لیسانس مدیریت اجرایی و مخفف Master of Business Administration بوده و DBA دکترای مدیریت اجرایی و مخفف  Doctorate of Business Administration می باشد).

۲-۲. کارگاه آموزشی آقای مهندس علی توکلی:

کارگاه مزبور با عنوان “Successful ERP Implementation in Iran” و یا “پیاده سازی موفقیت آمیز سیستم ERP در ایران ” برگزار شد که کار مشترکی از آقای پروفسور Grzegorz B. Grutchman از شرکت IDS Scheer Polska واقع در کشور آلمان و آقای مهندس علی توکلی از گروه صنعتی Yamanzar بوده و توسط آقای مهندس توکلی ارایه گردید. سیستم ERP، سیستمی موسوم به برنامه ریزی منابع سازمان یا Enterprise Resource Planning می باشد که نامبرده در سخنرانی خود به تشریح روش های پیاده سازی سیستم (Implementation Methodology) از طریق تجزیه و تحلیل فرآیند بازرگانی (Business Process Analysis) پرداخته و همکاری فعال کارکنان (Active Collaboration) را در مقایسه با واکنش منفی در پذیرش کار از سوی پرسنل (Passive Acceptance) مورد بررسی قرار دادند و افزودند: در برخی شرکت ها بعضی از پرسنل کارهای حساس و پر استرس داشته و چون اهمیت لازم به کار آنها داده نمی شود و مدام کارهای جدید به آنها محول می شود، روحیه عصبانیت (Anger) دارند و سعی می کنند برای فرار از کارهای اضافی به حالت انکار (Denial) روی بیاورند به گونه ای که وقتی مافوق از آنها اجرای کار جدید را پیگیری می کند، به بهانه های مختلف کار را به تعویق بیاندازند. در چنین حالتی است که به خاطر نزدیک شدن سررسید های مالی و ضرب الاجل ها (Deadline) ، در سازمان بحران (Crisis) پدید می آید. برای جلوگیری از بروز چنین بحران هایی بایستی اولویت ها (Priorities) را مد نظر قرار داده و با تلاش همه گیر برای راه اندازی چرخ های سازمان (Running the Business) و اجرا و پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع (Implementing ERP) گام های موثر برداشته شودایشان با اشاره به این که در ایران به دلیل عدم اجرای مناسب ERP بحران زیاد داریم، اظهار کردند: در کشورهای خارجی گامی فراتر از ERP برداشته شده و علاوه بر آن فرآیند بازرگانی را مدیریت می کنند تا از بروز هر گونه بحران جلوگیری شود. نامبرده سخن خود را با جمله زیر به پایان رساند :
“Business Process Management is important than ERP and can cover it.”
یعنی : “مدیریت فرآیند بازرگانی از ERP مهمتر بوده و می تواند آن را تحت پوشش قرار دهد.”

۳-۲. سخنرانی سرکار خانم دکتر Cheryl Anne Thomas از کشور کانادا :

سخنرانی مزبور تحت عنوان “Leading to Get Results” و یا “حرکت به سوی کسب نتایج” توسط سرکار خانم دکتر Cheryl Anne Thomas از مؤسسه مدیریتی اجرای نتایج در کشور کانادا موسوم به Results Performance Management Inc. برگزار شد. نامبرده در سخنان خود، داشتن آرمان (Vision) همراه با جامع نگری (Integrity) و داشتن ارتباطات (Communication) تحت رهبری (Leadership) و مدیریت (Management) در راستای کار تیمی (Teamwork) را به عنوان عوامل موثر و اثربخش در سازمان ها یاد کرده و افزودند: “مدیریت به معنای انجام درست کارها بوده و رهبری به معنی انجام کارهای درست است.” به عبارت دیگر :

Management = doing things right
Leadership = doing the right things
همچنین اضافه کردند که طبق تعریف اخیر، رهبری می تواند شامل مدیریت شود و مدیریت نیز می تواند شامل رهبری باشد و به بیان دیگر :
Leadership may include management and management may include leadership

ایشان همچنین اشاره کردند که نتایج بدست آمده در ایران حاکی از وجود موانع و محدودیت هایی ناملموس در راستای خلاقیت و آزاد اندیشی در کارهای سازمانی است و از این موضوع به صورت Invisible restraint on creativity and free thinking یاد کرده و اظهار امیدواری کردند که با راهکارهای مناسب می توان به حذف تدریجی محدودیت های فوق کمک شایانی کرد.  نامبرده در ادامه به موانع و محدودیت های زیر اشاره کرده و کاهش و حذف آنها را برای نیل به اهداف سازمان های مربوط ضروری دانستند:

 وجود ارتباطات غیر مستقیم و نامشخص (Non-direct and non-specific Communication)
• وجود تعارفات
• کاسته شدن شعاع اعتماد در ارتباطات درون سازمانی (Reduced “radius of trusts”)
• کم اعتمادی به سازمان های بیرونی (Little trust to Outsiders)
• بی اعتمادی نسبت به سیستم جامعه گرایانه (No trust in the Collective System)
• بالا بودن سطح و فاصله قدرت (High level of Power Distance) و ترجیح دادن میانجیگران (Prefer Mediators) به سبب بالا بودن سطح تصمیم گیری
• تمایل به رقابت های فردی به جای رقابت های جمعی (Competition results in Individualism rather than Collectivism)

۴-۲. کارگاه آموزشی جناب آقای پروفسور سید فرخ صفوی :

کارگاه آموزشی پروفسور سید فرخ صفوی استاد مدیریت صنعتی و بازرگانی دانشگاه واشنگتن غربی و استاد میهمان مدیریت در دانشکده مدیریت دانشگاه تهران با عنوان:
“Measuring Iran’s Energy Subsidies: Local Protection versus the WTO” و یا : “سنجش یارانه های انرژی ایران : حمایت داخلی در برابر سازمان تحارت جهانی” از مناسب ترین محورهای تخصصی کنفرانس بود. ایشان در ابتدای سخنان خود اظهار نمودند که: انرژی شامل نفت، فرآورده های نفتی، گاز طبیعی و برق را ایران از سالهای قبل به زیر قیمت تمام شده فروخته است. سیاست کشور بر این بوده است که انرژی های فوق به ویژه نفت در انحصار دولت باشد. بنابراین انگیزه ای برای بخش خصوصی جهت فعالیت در این زمینه تاکنون وجود نداشته است. وی با اشاره به این که مصرف زیاد انرژی (High Energy Consumption) ، نشان دهنده پایین بودن سطح تکنولوژی (Less Technology) است، به بررسی فرآیند استخراج گاز طبیعی و پالایش آن و استفاده از گاز برای سوخت نیروگاه ها و همچنین هزینه تمام شده یک کیلووات انرژی برق در ایران پرداخته و با تشریح جدول ذیل افزودند که مصرف انرژی در ایران شش برابر متوسط جهانی است:
Safavi

در ستون اول سمت چپ، از صنایعی مانند سیمان، نساجی، شیشه، فلزات و صنایع شیمیایی نام برده شده و در ستون دوم واحد آنها درج گردیده است. در ستون سوم، میزان استفاده انرژی در تکنولوژی های پیشرفته عنوان شده و در ستون چهارم، مصرف انرژی در تکنولوژی های مشابه در داخل ایران درج گردیده است. در ستون پنجم میزان استفاده بیشتر ایران نسبت به تکنولوژی های مدرن عنوان شده و در ستون آخر مصرف بیشتر ایران بر حسب درصد نشان داده شده است. سپس نامبرده در ادامه سخنان خود، سیکل تولید برق از گاز طبیعی را تحت عنوان زنجیره ارزش (Value Chain) یاد کرده و تصریح کردند که اصطلاح مذکور در آمریکا متداول شده و برای گاز و برق به کار برده می شود. همچنین اضافه کردند که در ایران به دلیل متفاوت بودن شیوه های عملکرد در سازمان های مربوطه، در زنجیره ارزش ناهماهنگی وجود دارد و افزودند که پس از ماه ها تحقیق و تفحص توانسته اند آماری تقریبی از هزینه های تمام شده بدست آورند و اینک می توانند راهکارهایی برای استفاده بهینه انرژی ارایه دهند و به دنبال آن اظهار امیدواری کردند که همه باید دست به دست هم داده و یک هماهنگی به وجود آوریم تا اغتشاشات سیستم انرژی کشور برطرف شود.

همچنین در ادامه سخنان خود، عوامل زیر را برشمرده و اضافه کردند که این عوامل زمینه ساز ایجاد بحران انرژی در کشور شده اند:

۱. ایران در خردادماه سال جاری به عضویت ناظر سازمان تجارت جهانی (WTO) در آمد. سازمان مذکور به ایران فرصت داد تا به مدت یکسال و نیم ساختار اقتصاد خود را تغییر دهد، زیرا WTO تصریح کرد که هیچ سازمانی حق ندارد قیمت انرژی را در حد پایین تر از استانداردهای جهانی به ملت خود عرضه نماید. بنابراین اگر یکسال و نیم سپری شده و ایران خود را با شرایط WTO وفق ندهد، به عضویت آن سازمان درنخواهد آمد. از این رو ایران ناچار است که یارانه ها را حذف کند.
۲. شرکت ملی نفت ایران (NIOC)، امسال رسالت چندین ساله خود را تغییر داد. پیش از این، NIOC تصدی استخراج نفت خام و گاز طبیعی، پالایش و پخش و صادرات نفت را عهده دار بوده و امسال بعد از دو سال بررسی و مذاکرات بین وزارت نفت و مجلس شورای اسلامی، مقرر شد NIOC متصدی موارد فوق نباشد و فقط صاحب نفت کشور باشد و نیز مقرر گردید برای هر متر مکعب گاز، یک سنت آمریکا به صندوق ذخیره ارزی تحت عنوان بهره مالکانه (State Royalty) بپردازد.

ایشان سخن پایانی خود را به پیشنهادهایی برای تغییرات در سیستم فعلی (Recommendations for Change) اختصاص داده و عوامل و اقدامات زیر را برای تغییر در وضعیت کنونی ضروری دانستند:
۱. ایجاد نظام هماهنگ شده حسابداری صنعتی در اجزای سیستم انرژی ایران و یا: Launching a harmonized Cost accounting information system
۲. ارشاد ایرانیان برای صرفه جویی در مصرف انرژی (چرا که مصرف انرژی ایران شش برابر متوسط جهانی است) و یا:
Educating the Iranians to conserve more energy (Iranian consumptions is 6 times more than the average of the world)
۳. ارشاد سرمایه گذاران برای انتخاب سیستم های تولیدی کم مصرف انرژی و یا: Educating investors to opt for energy efficient production system
۴. پشتیبانی از برنامه های دولت در سرمایه گزاری منابع انرژی و یا: Supporting government programs for investment in energy resources
۵. تشکیل کمیسیون ویژه برای رفع مشکلات یارانه انرژی از طریق رایزنی با WTO و یا: A special task force to discuss accession to WTO on energy subsidies
۶. نگاهی منطقه ای به مدیریت انرژی و یا : Developing a regional outlook to energy administration

۵-۲. کارگاه آموزشی سرکار خانم دکتر Cheryl Anne Thomas :

یکی دیگر از کارگاه های برگزار شده، کارگاه آموزشی خانم دکتر Cheryl Anne Thomas از مؤسسه کانادایی Results Performance Management Inc بود که تحت عنوان “تبدیل استراتژی به عمل” و یا “Leading to put Strategy into Action” ارایه گردید. ایشان در ابتدا به بحث رهبری استراتژیک در ایران (Strategic Leadership in Iran) پرداخته و اشاره نمودند که برنامه ریزی استراتژیک، اقدامات زیر را ممکن می سازد:

• اولویت ها را دقیقاً شناسایی می کند (Clarifies priorities)
• به انجام کارهای درست اطمینان داده و تنها به وضعیت کنونی سازمان اکتفا نمی کند (Ensures doing right things, not just maintaining status quo)
• هر کسی میزان مشارکت خود در اهداف سازمان را درک می کند (Every employee understands how they contribute to organization’s goals)
• به اجرای برنامه کمک می کند (Helps with monitoring performance)
• مشکلات را مشاهده می کند (See “problem”)

ایشان در ادامه اثر بخشی (Effectiveness) را به شرح زیر توصیف نمودند:

• افراد وقتی ایده ای به عنوان ورودی برای سیستم داشته باشند، به انجام آن روی می آورند (People will implement when they’ve had input)
• رهبران کلیدی به وجود خواهند آمد، به طور رسمی یا غیر رسمی (Key leaders-official and unofficial)
• افراد با دیگران در سازمان تأثیر خواهند گذاشت (Have influence with others in the organization)

همچنین اشاره داشتند که: کارکنان می خواهند که کار درخوری انجام دهند (Want employees to implement) و بنابراین بایستی:
• آنان را از ابتدا درگیر کار نمود (get them involved from the beginning)
• آرمان، مأموریت و ارزش های سازمان را برایشان تعیین کرد (confirm vision, mission, values)
• اولویت ها را برایشان مشخص کرد (determine priorities)
• اهداف را برایشان مشخص نمود (determine objectives)
• استراتژی ها را برایشان مشخص کرد (determine strategies)
• مسئولیت ها و خطوط زمانی را برایشان تعریف کرد (define responsibilities & timelines)
• روش های اندازه گیری را برایشان تعریف نمود (define Measurement Methods)
• و به آنان آموخت که با گروه های شاخص ارتباط برقرار کنند (Communicate with representative groups)

ایشان در پایان کلیدهای موفقیت (Keys to Success) را به شرح ذیل ارایه نمودند:
• فقط کار مورد انتظار را انجام دهید (Just do it!)
• بازخورد و پاداش را فراهم کنید (Provide feedback and rewards)
• نگذارید فرآیند کار به قدری پیچیده شود که نتوانید به طور استراتژیک عمل کنید (Don’t let the monitoring process become so complex that you aren’t acting strategically)
• به طور مداوم محیط کاری خود را بازبینی کنید (Continually monitor your environment)
• طرح را طبق نیاز خود تنظیم کنید (Adjust the plan as required)
• کار را رها نکنید (Don’t give up!)

و سپس آدرس اینترنتی خود را به صورت زیر برای پاسخ به پرسش های احتمالی ارایه دادند:
cthomas@rpmbiz.com
۶-۲. کارگاه آموزشی جناب آقای پروفسور بهرخ خوشنویس از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی:   

Khoshnevis

کارگاه آموزشی ” مدیریت نوآوری (Innovation Management)” که توسط جناب آقای پروفسور بهرخ خوشنویس استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی (University of Southern California) ایراد گردید، به نظر من بهترین کارگاه آموزشی بود که اینجانب شخصاً فواید و بهره های زیادی از آن بردم:

ایشان در ابتدای سخنان خود، از خلاقیت جامع یا Total Creativity نام برده و اشاره کردند که سطوح خلاقیت و یا به بیان علمی Levels of Creativity بایستی در شرکت ها (Companies) ، تیم ها (Teams) و افراد (Individuals) فراگیر شود. نامبرده با اشاره به لزوم داشتن هدف والا یا Core Purpose برای هر فرد، اظهار داشتند که خلاقیت فردی (Individual Creativity) بایستی به گونه ای باشد که در زیر ذکر شده است:
• یک سیستم ارزشی نامحدود و فارغ از خود را اقتباس نماید (Adopting a selfless/timeless value system)
• انسان آرمان بزرگی داشته باشد که پس از مرگش هم ادامه یابد (Having grand visions that extend beyond one’s life)
• داشتن طلب درست و قوی (Embracing a strong and true intention)
• روزانه باید با خود تنها شوید تا بی خود شوید و خودتان را فراموش کنید (Taking time to be a silent and “empty” observer) که در اینجا واژه Empty observer به معنی شاهد بی قضاوت است. 
• از پروسه یا مسیر حرکت لذت ببرید (Taking joy in the process) بدون این که مطمئن باشید به هدف می رسید یا خیر؟
• کار را به درستی و صداقت تمام انجام دهید (Intense honest work with high throughout)
• تخیل داشته باشید. هر چه دور و برتان می بینید با خیال و تصور ایجاد شده است (Imagination and tolerance for ambiguity)
• سختی ها را بپذیرید و آنها را بی ارزش ندانید. سختی ها هستند که به ما جهت پیشرفت می دهند. سختی ها به عالم خیال کمک می کنند.
(Being inspired by hardship in life and not having a preconceived notion of what life is supposed to be)
• آدم جامعه الاطراف باشید (Being a Renaissance person)

سپس استاد به معرفی کتاب “اریک فروم” با عنوان “داشتن یا بودن” اشاره کرده و مطالعه آن را به همگان توصیه نمودند. همچنین کتاب تائوته تیسم و نیز کتاب ” پله پله تا ملاقات خدا” اثر دکتر زرین کوب را برای مطالعه توصیه کردند. ایشان در ادامه سخنان خود اظهار نمودند: هر چیز را برای خود نخواهید. انسان های بزرگ به جامعه فکر کرده اند نه به خود. برای نمونه آقای هولت و پکارد که شرکت بزرگ HP توسط ایشان راه اندازی شده است، تا آخر عمر در خانه ای کوچک زندگی کرده و برای خودشان چیزی نخواستند. این دو دارای آرمان بزرگ و یا Vision بودند. هلن کلر بانوی نابینا گفته است: هیچکس به اندازه کسی که آرمان بزرگ ندارد (Life without Vision)، کور نیست. توجه داشته باشید که زندگی بدون آرمان، سیکل کسالت آور دیدن چند فعالیت است که پشت آن دینامیک نیست، ولی در عوض زندگی آرمان دار، زندگی بی پایان (Endless living-immortality) است. سپس نموداری به شرح زیر را با اسلاید نشان داده و در آن مشخص کردند که آرمان بایستی آنقدر بزرگ باشد که اثرات آن پس از مرگ انسان باقی بماند:
Khishnevis1

ایشان در ادامه افزودند: کاری بکنیم که هیچ وقت نمیریم و از طریق تأثیرمان همیشه زندگی کنیم و جاودانه بمانیم. ادیان هم که گفته اند برای آخرت کار کنیم، چیزی جز این نگفته اند. ضمناً به یاد داشته باشید که مسیر خلاق پر از شکست است. ادیسون مخترع بزرگ مدت دو سال بر روی پروژه تهیه لامپ برق کار کرد و به نتیجه نرسید. به وی گفتند که پس از دو سال به نتیجه نرسیدی و هنوز هم ادامه می دهی؟ در پاسخ گفت: اشتباه می کنید. من به نتیجه های بزرگ رسیم. به ۲۰۰۰ روش دست پیدا کردم که با آنها نمی توان لامپ درست کرد. در هسته گیاه، طلب درخت شدن وجود دارد. اگر عدسی سالها در محل بسته ای باشد ولی بعد همان عدس در شرایط مناسبی کاشته شود، رشد می کند. ما هم اگر طلب در وجودمان باشد و فرصت آن به وجود بیاید، رشد خواهیم کرد.
ایشان با اشاره به این که انسان باید خود را فراموش کند (از تلقینات خالی شود) تا بتواند فکر جدید بکند، افزودند:

آژانس فضایی روسیه (Russian Space Agencyمدتها بر روی پروژه ای کار می کرد و قرار بود سفینه Luna 16 را به کره ماه پرتاب نماید. یکی از مشکلاتی که با آن روبرو بود، تهیه تیوب بزرگی بود که درون آن فیلامان قرار داده بودند و قرار بود درون تیوب را از هوا خالی کرده تا بتوانند در کره ماه از روشنایی آن استفاده کنند. مشکل اینجا بود که حجم تیوب وسیع بوده و سبب می شد که پرتاب سفینه به آسانی انجام نشود. پس از ماه ها کار بی وقفه بر روی پروژه، به این نتیجه رسیدند که نیاز به تهیه تیوب با آن حجم بزرگ نیست چرا که در کره ماه اکسیژنی وجود ندارد که بتواند فیلامان را اکسیده کند. بنابراین اگر آنان موضوع اکسیده شدن فیلامان در روی زمین را نمی دانستند، قطعاً زودتر به نتیجه می رسیدند. از این رو باید دانستنی ها را کنار گذاشته و به عبارتی خود را تخلیه کنیم تا بتوانیم ایده های جدید را در ذهن بپرورانیم.

ایشان همچنین اشاره داشتند که: “بودن بدون تغییر یعنی مردن. به دانستنیهای خود اهمیت ندهیم و دنبال آنچه نمی دانیم برویم و از این طریق در خودمان تغییر ایجاد نماییم.”

نامبرده در ادامه افزودند: باید سعی کنیم نیمکره راست مغز خود را فعال کنیم و از این طریق در خود خلاقیت ایجاد نماییم. متأسفانه در رشته های مهندسی تمام کارهای مربوط به نیمکره چپ مغز را به ما یاد می دهند. در کودکستان مقداری از فعالیت های مربوط به نیمکره راست مغز مانند نقاشی را به ما آموزش داده اند و پس از آن بقیه آموزش های داده شده بر پایه استفاده از نیمکره چپ مغز بوده است، در حالی که نیمکره راست مغز باید نیمکره چپ مغز را رهبری کند زیرا نیمکره راست مغز خلاقیت ایجاد کرده و از طرف دیگر همه چیز را به طور پیوسته می بیند. ماهیت خلاقیت هم در همین پیوستگی هاست. همچنین به یاد داشته باشید که خلاقیت در منتهای سکوت و بی خودی پیش می آید. چیزی به عنوان شکست یا موفقیت برای فرد خلاق نباید مطرح شود. همه چیز موفقیت است. فراموش نکنید که درستی و صداقت بسیار مهم است و نادرستی لطمه زیادی به خلاقیت می زند. وقت مغزتان را با فکر دروغ و یا پلیتیک نگیرید زیرا شما را از اصالت کار دور می کند. هر چیزی پیرامون شما از تخیل و تصور درست شده است. از تصور و خیال نترسید. زیباترین لحظات عمر یک انسان، لحظات خیال کردن است. لحظات سکوتی را پیدا کنید تا نیمکره راست مغز خیال پردازی کند. این بهترین تفریح است. هر چیزی که پیرامون خود می بینید با غیرواقعیت ها و خیالات درست شده است. اول خیال است و بعد نقش واقعیت پیدا می کند. اینشتین گفته است :
“Imagination is more important than Knowledge.” یعنی : “تخیل از دانش مهم تر است.”
لئوناردو داوینچی در قرون وسطی و با افکار خاص آن دوران به دور از چشم اغیار به درون کلیسا رفته و با کارد به شکافتن بدن مردگان می پرداخت تا به آناتومی بدن انسان پی ببرد. داوینچی یک انسان جامعه الاطراف بود. حتماً به خاطر دارید که معروف ترین نقاشی جهان یعنی “لبخند ژوکوند” اثر داوینچی است. ساموئل مورس، مخترع تلگراف یکی از بهترین نقاشان دنیاست و این نشان می دهد که از طریق نقاشی نیمکره راست مغز خود را برای خلاقیت فعال کرده بود. گراهام بل (مخترع تلفن) معلم موسیقی بود که خلاقیت خود را به کار گرفت. وی بنیانگزار National Geography است و همچنین بنیانگزار مهندسی ژنتیک می باشد. پس بیایید خودمان را رشد دهیم و دستی در هنر داشته باشیم. همیشه اخبار علمی را گوش دهید تا کمک به کارهای خلاقتان بکند. بیایید با انسانیت و بشریت پیوند داشته باشیم (Attachment to Humanity). از مردن شرم داشته باشید تا کاری برای انسانیت نکرده باشید و به بیان دیگر :
Be ashamed to die until you have won some victory for humanity

استاد در اینجا برای اثبات اینکه برخی اوقات دانستنی ها انسان را گمراه می کنند، نخست اشاره کردند که: خوب است آدم خیلی چیزها بداند ولی همان طور که گفته شد بایستی دانستنی ها را کنار گذاشته و به روشها و ایده های جدید بپردازیم و به دنبال آن به اثبات نظر خود به شرح زیر پرداختند:
نخست اسلایدی نشان دادند که در آن به فارسی نام حدود ۲۰ رنگ نوشته شده بود ولی هر واژه ای رنگی متفاوت با نام خود داشت. برای نمونه واژه قرمز به رنگ آبی نوشته شده بود، واژه آبی به رنگ زرد، واژه زرد به رنگ صورتی، واژه بنفش به رنگ قهوه ای و … و به دنبال آن پرسش زیر از سوی ایشان مطرح شد:
رنگ هر کلمه را بگویید؟ (Say the color of each word?)
حضار نتوانستند به طور دقیق به پرسش فوق پاسخ دهند و به دنبال آن استاد دقیقاً اسلاید قبل را با ترجمه کلمات به زبان چینی نشان دادند. این بار پاسخ دقیق به پرسش داده شد. در این هنگام استاد اشاره کردند که دانستن زبان فارسی مانع از پاسخ درست به پرسش شد و چون کسی از حضار با زبان چینی آشنایی نداشت، همگی توانستند پاسخ درست به پرسش یاد شده بدهند. بنابراین مشخص شد که دانستن زبان فارسی برای حل مسئله مزاحمت ایجاد کرد و در عوض ندانستن زبان چینی به ما کمک نمود. بنابراین در مثال فوق، حقیقت فرکانس رنگ است نه اسامی قراردادی که به ما آموزش داده اند. توجه داشته باشید که همیشه شما باید بدانید و به دنبال افزودن دانستنی های خود باشید ولی همیشه این دانسته ها را باید مورد شک قرار دهید تا راه برای دانستنی های بعدی فراهم گردد. برای مثال اینشتین فیزیک نیوتونی را بلد بود. آن را مورد شک قرار داد تا فیزیک نسبی را اختراع کرد. تائو گفته است :
“We shape clay into a pot, but it is the emptiness inside that holds whatever we want.” یعنی : ” ما با شکل دادن خاک، ظرف درست می کنیم ولی در واقع قسمت خالی ظرف است که آنچه را می خواهیم در خود نگهداری می کند.” بنابراین قسمت خالی ظرف مهم است و از این رو آدم خالی خوب است. هیچ چیز از همه چیز بهتر است زیرا پتانسیل رشد دارد و در عوض، همه چیز پتانسیل ندارد. بنابراین، در مسیر فرآیند (The process) فوق:
• اگر تمایل قوی باشد، فرآیند لبریز از اشتقیاق و لذت خواهد بود حتی اگر منجر به چیزی شود که دیگران آنرا شکست قلمداد می کنند.
(If the intention is strong, the process is full of enthusiasm and joy, even though it may involve what others regard as failures)
• بدون اشتیاق هیچ گونه مداومت و پیگیری وجود نخواهد داشت (without enthusiasm there will be no persistence)
• بدون پیگیری و مداومت شکست ها قابل تحمل نخواهند بود (without persistence failures will not be tolerated)
• بدون شکست آموزش صحیح وجود نخواهد داشت (without failures there will be no true education)
• بخت و اقبال فقط برای جویندگان مشتاق و پیگیر به وقوع خواهد پیوست (Serendipity occurs only to enthusiastic and persistent seekers)
• حتی به گفته مولوی، کوشش بی نتیجه بهتر از خفتگی است (Even aimless struggle is better that idleness)
اینشتین گفته است :
“We act as though comfort and luxury were the chief requirements of life, when all we need to make us happy is something to be enthusiastic about”
“ما به گونه ای عمل می کنیم که راحتی و تفریح نیازهای اصلی زندگی مان باشند در حالی که آنچه همگی برای شاد بودن نیاز داریم چیزی است که به آن اشتیاق داشته باشیم.”
از خود بپرسید که چه چیزی خوشحالتان می کند؟ و مطمئن باشید که خلاقیت شما در همان مسیر می تواند پیش بیاید.
ادیسون گفته است: یک درصد نبوغ ایده است و ۹۹ درصد آن عرق ریختن است.  “Genius is 1% inspiration, 99% perspiration”
و مارک تواین نیز گفته : من هرگز نگذاشته ام مدرسه مزاحم تحصیلاتم شود (I’ve never let my school interfere with my education)
بدانید در دنیا شاگرد اول های زیادی داریم که خلاقیت ندارند، چون از نیمکره چپ مغز کمک گرفته و به فعال سازی نیمکره راست مغز نپرداخته اند.
اسکاروایلد گفته :
“There are only two tragedies in life: One is not getting what one wants and the other is getting it”
“در زندگی فقط دو تراژدی وجود دارد: یکی نرسیدن به آن چیزی که فرد خواهان آن است و دیگری رسیدن به آن.”
بنابراین بهتر است آدم چیزی را نخواهد و به تلاش خود ادامه دهد.
سقراط می گوید : “کسانی که کمترین چیزها را می خواهند به خدایان نزدیکتر هستند.” “Those who want the fewest things are the nearest to gods”
پس برای درک طبیعت (Understanding the nature) ضرورت دارد که :
• دیدگاه متفاوت داشته باشیم (seeing differently)
• جامعه الاطراف بوده و کنجکاوی کودکانه و بی حد و مرز داشته باشیم (Boundless and child-like curiosity).
• در حوزه های زیادی دخالت داشته باشیم. ( breath in many fields)
• و حداقل در یک حوزه عمیقاً وارد شویم. (Depth in at least one field)

خلاصه:
موتور حرکت خلاقیت، خیال با یک طلب قوی است، همان گونه که در چارت زیر دیده می شود.
Khishnevis2

ملاحظه می کنید که علم و دانش (Knowledge) با خط چین نمایش داده شده و این همان است که قبلاً بحث شده و گفته شد که بایستی دانستنی ها را کنار گذاشت تا امکان خلاقیت و پی بردن به یافته های جدید ممکن شود. موانع خلاقیت و یا Creativity Inhibitors عبارتند از :
• عدم صداقت (Dishonesty)
• تمایل زیاد به تفریح (Love of leisure)
• نبود اعتماد به نفس (Lack of Self-confidence)
• ترس از انجام ریسک و تن دادن به راحتی کپی کردن روش های اثبات شده و پیروی از آن روش ها.
(Fear of risk taking, comfort of copying proven methods and following proven procedures)
• مقاومت در برابر تغییر (Resistance against change)
• نداشتن علم اساسی و دانش فنی (Lack of basic scientific and technical knowledge)
• نگرانی فزاینده درباره ساماندهی کردن (Excessive concern about being organized)
• درگیر کردن ذهن با استفاده از فعالیت های نیمکره چپ مغز (Pre-occupation with left brain activities)
• نداشتن وقت کیفی با خود و درگیر بودن با همه چیز  (Not having quality time with self i.e. connecting with the whole)
• داشتن اینرسی فشرده روانی (درگیر بودن با شرایط موجود) و یا:  Massive psychological inertia – being bound by the status quo

سپس عوامل خلاقیت تیمی (Team Creativity) را به صورت زیر برشمردند :
• داشتن آرمان های بزرگ که منجر به اهداف بزرگ شود (Great visions result in great goals)
• داشتن اهداف بزرگ که منجر به چالش های بزرگ شود (Great goals result in great challenges)
• داشتن چالش های بزرگ که منجر به تیم های بزرگ شود (Great challenges result in great teams)

تمام افراد تیم باید خلاق بوده و به همدیگر احساس نیاز نمایند و باید توجه داشت که همه چیز را همگان دانند. در فارسی هم ضرب المثلی داریم که می گوید: یک دست صدا ندارد.

استاد در دنباله سخنان خود گفتند: من پروژه ای را طراحی کردم که در عرض ۲۴ ساعت یک ساختمان ۲۰۰ متری را می سازد. برای این کار از فیلد ساختمانی کمک نگرفته بلکه از فیلد رباتیک به این موضوع پرداخته ام، زیرا من رشته عمران نخوانده ام. این هم دلیلی است بر آن که دانستنی ها مانع خلاقیت می شوند مگر این که آنها را کنار گذاشته و به روش های دیگر بیندیشیم. به یاد داشته باشید که بسیاری از ایده های جدید در خواب به وجود آمده اند. سعی کنید که نتیجه کار یک فرد را نگاه کنید نه این که آن کار چطور انجام می شود. آدمهای خلاق لزوماً منظم و به اصطلاح شسته رفته نیستند. یک مقدار هم بی نظم هستند و اندکی در عالم هپروت سیر می کنند. استاد در اینجا به معرفی کتاب Good to great پرداختند که البته به فارسی هم با عنوان “بهتر از خوب” ترجمه شده است. سپس به دیسیپلین های لازم برای نوآوری و یا Discipline of Innovation به صورت زیر اشاره کردند:
• اخذ دانش به طور سیستماتیک (Systematic knowledge acquisition)
• ثبت وقایع (Record keeping)
• انعکاس پروژه های تکمیل شده (Reflection on completed projects)
• استفاده مجدد و سیستماتیک از نوآوری های اخیر (Systematic re-use of recent innovations)
• شناخت موانع (Identification of barriers)
• تمایل به مشاجره و شکستن موانع (Attention to conflicts & breaking constraints)
• به کار گیری مغز (افزایش تعداد ایده ها) و یا  (Brainstorming (increase quantity of ideas
• یافتن شکاف ها به طور سیستماتیک (Systematic gap finding)

و در ادامه مشخصه های یک بازیگر تیم (Characteristics of a Team Player) را به شرح ذیل و فهرست وار گوشزد نمودند:
• اقتباس پذیر (Adaptable)
• دارای حس همکاری (Collaborative)
• موظف به انجام کار (Committed)
• داشتن ارتباط (Communicative)
• شایستگی (Competent)
• داشتن وابستگی (Dependable)
• دارای دیسیپلین کاری (Disciplined)
• سعی در انجام کار بدون وقفه و تأخیر (promption)
• مشتاق (Enthusiasive)
• دارای طللب (Intentional)
• آگاه به مأموریت تیم (Mission Conscious)
• داشتن آمادگی (Prepared)
• توانایی ایجاد رابطه (Relational)
• سعی در بهتر کردن خود (Self-improving)
• از خود گذشتگی (Selfless)
• حلال مشکلات (Solution Oriented)
• مقاوم و یا به اصطلاح پوست کلفت (Tenacious)

سپس اضافه کردند: ما بایستی به عنوان نیروی انسانی یک سازمان سعی کنیم که ایده های خوب و بد را بشنویم و تلاش کنیم که موانع و barrier ها را بشکنیم. به یاد داشته باشید که ارزش یک شرکت به نیروی انسانی آن است (A company is its people) و در گزینش نیروی انسانی فاکتورهای زیر را حتماً مد نظر قرار دهید :
• به کار گیری درست نیروی انسانی (Hire the right people)
• نیروی انسانی ناکارآمد را از اتوبوس پایین کرده و در عوض نیروی مناسب را سوار کنید (Get bad people off the bus and bring good people on)
• نیروهای خوب را در جایگاه بزرگترین فرصت ها قرار دهید نه در محل بزرگترین مشکلات. به عبارت دیگر: در جایی که خراب شده، نیروی خوب را نگذارید. آدم های خوب را برای فرصت های بزرگتر انتخاب کنید. (Put good people on biggest opportunities not biggest problems)
• بگذارید مشکلات از نزد بهترین نیروهای سازمان دور شوند (When you outsource problems to let go of the best people)

و سرانجام به یاد داشته باشید که :
Khishnevis3

شرکت بزرگ، باید کار با مفهوم داشته و به حیات بزرگ خود ادامه خواهد داد و فراموش نکنید که بزرگی یک شرکت بستگی به اندازه آن ندارد و به بیان دیگر :
  Greatness doesn’t depend on company size
و همچنین بزرگی یک شرکت بستگی به موفقیت مالی آن هم ندارد و به عبارت دیگر :  Greatness doesn’t depend on monetary success
بلکه بزرگی یک شرکت بستگی به کار ارزشمندی دارد که در آن انجام می شود.

و به عنوان آخرین نتیجه، همواره به خاطر بسپارید که:   بخش اصلی بودن ما این است که از خود چه بسازیم!

پایان

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *